تبلیغات
فـقـط چـند خـط .... - مطالب تاریخ ایران
فـقـط چـند خـط ....
Www.Tourism.Mihanblog.Com
به فـقـط جـنـد خــط ... خوش آمدید. منتظر شنیدن نظرات و انتقادات شما هستیم

عکسهای ایران، متعلق به آرشیو یک روزنامه ی قدیمی انگلیسی است که برای اولین بار در معرض دید عمومی قرار میگیرد

1956: A railway bridge spanning a ravine uner
construction to form part fo the Trans-Iranian railway
A railway bridge spanning a ravine uner construction to form part fo the Trans-Iranian railway. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1956


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، به روایت تصویر، 
برچسب ها : عکسهای قدیمی از ایران،
لینک های مرتبط :

عکسهای ایران، متعلق به آرشیو یک روزنامه ی قدیمی انگلیسی است که برای اولین بار در معرض دید عمومی قرار میگیرد

1952: A girl student at a vocational
training school for seamstresses studies the theoretical aspects of her work. This is one of the first schools for girls founded by the government in Teheran
A girl student at a vocational training school for seamstresses studies the theoretical aspects of her work. This is one of the first schools for girls founded by the government in Teheran. (Photo by Three Lions/Getty Images). Circa 1952


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، به روایت تصویر، 
برچسب ها : عکسهای قدیمی از ایران،
لینک های مرتبط :

عکسهای ایران، متعلق به آرشیو یک روزنامه ی قدیمی انگلیسی است که برای اولین بار در معرض دید عمومی قرار میگیرد
 
Muzaffer Uddin
(1853 - 1907) the Shah of
Persia
Muzaffer Uddin (1853–1907) the Shah of Persia. (Photo by W & D Downey/Getty Images)
 
1950: Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari
(1932 - 2001), the Empress of Iran and wife of Muhammad Reza Shah Pahlavi. The marriage was dissolved in 1958
Princess Soraya Esfandiary Bakhtiari (1932–2001), the Empress of Iran and wife of Muhammad Reza Shah Pahlavi. The marriage was dissolved in 1958. (Photo by Keystone/Getty Images). Circa 1950



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، به روایت تصویر، 
برچسب ها : عکسهای قدیمی از ایران،
لینک های مرتبط :



با خروج قوای روسیه و انگلیس از گیلان و پیوستن وابسته نظامی شوروی به قوای دولتی ایران و حركت آن برای سركوب دولت انقلابی و تسلیم خالو قربان به این قوا، میرزا بار دیگر تنها باقی ماند. روس‌ها نیز براساس توافق با دولت ایران از كمك نظامی به جنگلی‌ها خود داری كردند. نبرد قوای دولتی با نیروهای اندك جنگل شدت یافت و سرانجام در 12 آبان 1300 رشت به تصرف قوای دولتی درآمد، اما میرزا به همراه یاران خود به جنگل پناه برد و مقاومت خود را ادامه داد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مورخان هفتم ژوئیه (16 تیرماه) در سال 1071 میلادی (450 خورشیدی) را روزی می دانند كه حسن صباح كار دیوانی [امور اداری] در دستگاه حكومت سلجوقیان را رها كرد تا راه مبارزه در پیش گیرد. این اقدام یك سال پیش از كشته شدن آلب ارسلان، شاه سلجوقی، و به حكومت رسیدن پسرش ملكشاه و جنگ ملكشاه با عموی خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن از دربار سلجوقی به «ری» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آینده نشست. حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال 1134 میلادی درگذشت مردی تحصیلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگی كار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر كرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند بزرگ و ریاضی دان، ستاره‌شناس و تاریخ نگار سده چهارم و پنجم هجری ایران است و بعضی از پژوهندگان او را از بزرگ‌ترین فیلسوفان مشرق‌زمین می‌دانند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

برتریهای درفش کاویان:

این پرچم از دل توده های مردم بیرون آمده و از یک پیش بند چرمی آهنگری دلاورکه برای در هم کوبیدن بیدادگران به پا خواست فراهم آمده این پرچم مردمی است وبه دست مردم ساده کوچه وخیابان درست شده ونه به دست حاکمان این پرچم کهن ترین پرچم جهان میباشد

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پایتخت‌های ایران

ماد:

هگمتانه (همدان)

هخامنشیان:

شوش | پاسارگاد

اشکانیان:

دامغان | اشک‌آباد | تیسفون

ساسانیان:

تیسفون

طاهریان:

بخارا | نیشابور | مرو

صفاریان:

زرنج

سامانیان:

بخارا

علویان:

طبرستان

زیاریان:

اصفهان

بوییان:

همدان | ری | شیراز

غزنویان:

غزنین

سلجوقیان:

نیشابور | اصفهان

خوارزمشاهیان:

سمرقند | گرگانج

ایلخانیان:

مراغه | تبریز

تیموریان:

سمرقند | هرات

صفویان:

اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری

افشاریان:

مشهد

زندیان:

شیراز | کرمان

قاجاریان:

ساری | تهران

پهلوی:

تهران





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سلام به همه آزاداندیشان عالم و بویژه هموطنان خوبم 

فیلم 300 احساسات ملی ایرانیان رو در سراسر جهان برانگیخته.

چیزی که مسلمه اینه که ما هیچگونه مدرک و یا سند مکتوب و یا حتی پیکره و نقش نگاره در منابع ایرانی راجع این جنگ نداریم و هر چیزی که گفته میشه تنها و تنها از منابع یونانی نشعات می گیره که دستپخت تعصب و غلو و روحیه سلطه جویی آنهاست و الان هم که اینقدر دنیای غرب این جنگ یا مثلا جنگ اسکندر رو با آب و تاب دامن می زنند از این جهت هست که اونها ادعا دارند جانشین تمدن های یونان و رم هستند و با ساختن و تکرار داستان این جنگ ها و رویدادهای مشابه مثلا تلویحا می خوان ادعای یکه تازی و شماره یک بودن خودشون رو به رخ بکشن...

 اما حقیقت چیه؟ نقاط تاریک بسیاری این بین وجود داره که بسیاری از روشنفکران غربی نوشته های یونانیان که در تاریخ به دروغگویی شهره هستند(کوروش کبیر در گفته ای دروغگویی ایشان رو بهشون گوشزد می کنه) رو مورد تردید قرار دادن و نوشته های هرودوت رو در این زمینه تصویر سازی خیالی عنوان کردن (همچون ه_لمب نویسنده امریکایی)

چنانچه بعد از بازگشت سرداران ایرانی، ترفیع مقام آنها رو ما شاهدیم؛ آیا برای شکست در جنگ شاهنشاه ایران کسی رو تشویق می کنه؟ ما در تاریخ می بینیم که از آن پس از پادشاهان دولت شهرهای یونانی لباس ایرانیان رو به تن می کنند؛ آیا چون ایرانیان عاری از تمدن رو شکست دادند اینگونه رفتار می کنند؟

من اینجا فقط از منابع خود غربی ها استفاده می کنم و تنها از محققین بنام و شناخته شده غرب نقل قول می کنم:

ا.ت.امستد ص 151:

"ما امریکاییان وقتی تاریخ ایران و یونان را می خوانیم طبیعتا طرف یونان را می گیریم و کاملا فراموش می کنیم که ما خودمان نیز مدتها از مرحله میتینگ های شهری، مرحله ای که در آن ما هم خیلی مانند آتنی ها امور خود را اداره می کردیم، گذشته و به صورت یک امپراطوری مقتدر جهانی که مشکلاتش شبیه به مشکلات ایرانیان است درآمده ایم."

کونت دوگوبینو ج 1 ص 68_69 :

" داریوش سازمان محکمی به وجود آورد... باید تا زمان پرنسیپاهای روم صبر کرد تا مشخصاتی شبیه به آن چه از جهت تمرکز قوا و چه از جهت وسایل نیل به آن، دوباره دیده شود. آنچه روم تا زمان اگوست نداشت یک رشد فکری بود که در ارزش با آنچه باعث پیدایش آیین مزدا و نهضت فلسفی و هنری ایام باستان شد شبیه باشد، تمام آنچه یونانیان یاد گرفتند... در زمان داریوش مرکز و نمونه اش در آسیای باختری بود. ولی در زمان سلطنت آنتونن ها که آنهمه درباره اش صحبت می شود، این ملایمت دائم بود که در اداره ملل به کار می رفت و داریوش آن همه همیشه نسبت به آن وفادار ماند."

ا.یو.پوپ:

"یک عده مورخ لایق و طرف اعتماد معتقدند که در ماراتن تمدن مغرب نجات نیافت چنانچه ما را واداشته اند در این سالهای دراز بخوانیم، بلکه عملا شاید رویهمرفته برای یونان و بشر (ماراتن) شوم بوده است..."

سقراط ؛ حکمت سقراط به قلم افلاطون ص23:

"اگر تو(ای یونانی) بخواهی نیاکان خود را در برابر اردشیر پسر خشایارشا نمایش دهی اندیشه کن که چون خود را آلت استهزای او خواهی ساخت. پس برحذر باش که از جهت اصل و نسب پست تر از آنان خواهیم بود."

و.دورانت ج 1 ص 378:

"این یک گواه اخلاق ایرانیان است که اگر چه هرکس می توانسته یونانیان را برای جنگ بر علیه یونانیان دیگر اجیر کند بسیار نادر بود که بشود یک نفر ایرانی را برای جنگ با ایرانیان دیگر استخدام کرد."

و.دورانت ج 1 ص 356:

" ایرانیان ظاهرا زیباترین مردم خاورمیانه قدیم بودند. بناهای قدیم آنانرا با اندامی افراشته و قوی نشان می دهد که کوهستانها آنانرا مقاوم و در عین حال تمو٠لشان آنانرا ظریف ساخته است. اجزا بدنشان یک تقارن دلپسند دارد. دماغشان تقریبا به استقامت دماغ یونانیان است و یک نوع شرافت در وجنات و حرکاتشان دیده می شود... از ادب دور می دانستند که بیش از صورتشان را نشان دهند. مردان و زنانشان مواد زیبا کننده زیاد به کار می بردند. از روغن ها برای بهتر کردن ترکیب پوست و از رنگ ها برای آنکه مژگانشان درازتر و چشمانشان بر٠اق تر بشود استفاده می نمودند... ایرانیان عطرشناس بودند و مردم باستان آنانرا مخترع روغن های تزیینی می دانستند."

و.دورانت ج 1 ص 276:

"ایرانیان زادروز خود را بیش از هر روز دیگر محترم می دارند و در آن روز جشن مفصلی می گیرند... ایرانیان بعد از خودشان به همسایگان خود احترام می گذارند ...برای یک گناه حتی شاه کسی را محکوم به مرگ نمی کند... به آب های جاری احترام زیاد می گذارند، در آن کثافت نمی ریزند..."

ر.گروسه ص 113:

"ایرانیان چنانچه در آغاز تاریخ دیده می شود بدون تردید یکی از شریف ترین نژاد های دنیای باستانند. شرافتمندی و اخلاق انسانی و مردانه آنان شخص را از وحشیگری های بیرحمانه و مفاسد آشوری ها و بابلی ها و مردم کارتاژ می رهاند. از روزی که ایرانیان پا به صحنه تاریخ می گذارند مانند آن است که حس می کنیم آنان مردمی از نژاد خود ما هستند."

آ.هرتسفلد ج 1 ص 56:

"دویست سال صلحی که امپراطوری ایران به جهانیان بخشید باعث یک پیشرفت بی نظیر در رشد فکری بشر شد."

ر.گیرشمن ص 26:

"ایرانیان نخستین مردمی بودند که امپراطوری جهانی ایجاد کردند ... در طول مدتی بیش از دو قرن قطب حیات سیاسی شاه بزرگ ایران بود."

در عقیده ایرانیان باستان زن چنان ارزشمند بود و جایگاه رفیعی داشت که تنها مکان محمل فر ایزدی رو وجود زن می دانستند و به این جهت بوده که کسی می توانسته شاه بشه که باید مادرش شاهزاده می بوده و این اصل بوده و در معتقداتشون عالیترین عروج ها رو برای زن قرار می دادند و تا زمانی که شاهی به بزرگسالی برسه مادر نیابت سلطنت رو به عهده داشته و در ساخت بنای تخت جمشید کارفرمایان زن فعال بودند.

به امید روزی که شاهد آبادانی ایران عزیزمون باشیم و مجد و عظمت شایسته اش رو دریابیم

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پرچم زمان کورورش کبیر(۵۵۹ سال پیش از میلاد) 

Click Here For Get More Mail  Group

درفش کاویانی
Click Here For Get More Mail  Group

پرچم در دوره شاه طهماسب
Click Here For Get More Mail  Group

دوره شاه صفی دوم
Click Here For Get More Mail  Group

دوره نادرشاه
Click Here For Get More Mail  Group

دوره علی قلی شاه عادل
Click Here For Get More Mail  Group

دوره آغا محمدخان قاجار
Click Here For Get More Mail  Group

دوره محمد شاه قاجار
Click Here For Get More Mail  Group

دوره ناصرالدین شاه
Click Here For Get More Mail  Group

دوره رضاخان و پسرش
Click Here For Get More Mail  Group 

دوره فعلی
Click Here For Get More Mail  Group

 

 






نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شهرسوخته زابل شهرى پنج هزارساله در دل كویراست كه نهان شدن اسرار نهفته اش مردم دنیا را حیرت زده به سوى خود جلب مى كند.
شهرسوخته با
۱۵۰ هكتار وسعت در ۵۵
كیلومترى زابل درحاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است.
براساس آثار موجود ومكشوفه باستانى ، شهر سوخته از گذشته هاى دور داراى تمدن فرهنگى بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهاى باستانى شامل شوش ، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابرى دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل ، گورستان ، منطقه مسكونى ، بناهاى یادمانى ، صنعتى و بخش مركزى تشكیل شده است.
سراورل اشتین باستان شناس معروف انگلیسى نخستین كسى بود كه محوطه هاى شهرسوخته زابل را از نظر علمى بررسى و به جهانیان معرفى كرد.
شهرسوخته وتمدن هوشمند و خلاق آن با بیش از پنج هزار سال قدمت به عنوان بزرگترین استقرار شهرنشینى درنیمه شرقى فلات ایران نمونه اى منحصر به فرد و حكایت گر واقعى علم ، صنعت و فرهنگ گذشته هاى دور سیستان مى باشد.

تحقیقات بر روى آثار مكشوفه از مناطق مسكونى و گورستان شهر سوخته نشان مى دهد مردم این شهر در چهار دوره استقرارى بین سال هاى ۱۸۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل ازمیلاد سكونت داشته اند.
علت نامگذارى شهرسوخته به این نام سوختن شهر طى دو مرحله در
۲۷۰۰ و ۲۴۰۰ قبل ازمیلاد است.

در گورستان شهرسوخته انواع مختلف گیاهان، مواد غذایى سفال ، ابزار بازى،انواع پارچه رنگى و وسایل آرایشى كشف شده كه این خصوصیات شهرسوخته را نسبت به دیگر محوطه هاى باستانى متمایز مى كند.

با تحقیقات برروى پارچه هاى رنگى كشف شده درشهرسوخته به این نتیجه رسیدند كه بزرگترین مجموعه پارچه و مواد ارگانیكى دنیا در این شهر وجود داشته است.
شهر سوخته ازلحاظ تقسیم بندى در بین دیگر محوطه هاى باستانى دنیا بى نظیر است و تقسیم بندى محلات مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاى یادمانى و محل كارگاهاى صنعتى مسأله اى است كه درهیچ شهر باستانى وجود ندارد.
تحقیقات نشان مى دهد كه نزدیك به
۴۰ هزار قبر با بیش از چهارمیلیارد ماده فرهنگى درگورستان ۲۵
هكتارى این شهر وجود داشته باشد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا ، ابزار كار ، موادغذایى وآرایشى در گور مردگانشان به زندگى پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
كشف مهرهاى استوانه اى ومسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته است. البته بیشتر مهرها درگورهاى زنان شهرسوخته یافت شده است كه نشان مى دهد اقتصاد این شهر درآن زمان در دست این قشر بوده است .

دردنیاى باستان ازمهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع یاد مى شود.
دربرخى موارد ، مهرهایى كشف شده است كه سوراخى به اندازه رد شدن یك تارموى انسان از آن وجود دارد.
كشف خط كش بادقت نیم میلیمتراز جنس چوب آبنوس درفصل هشتم كاوش درشهرسوخته باتوجه به وجود علم در این شهر دور از انتظار نبود.
كشف زیره ، گشنیز، تخته بازى شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا وبه خصوص انیمیشن از دیگر یافته هاى وكاوش درشهرسوخته است .

تخته بازى كشف شده در شهرسوخته نشان داد كه وجود علم وصنعت از این شهر به دیگر مناطق گسترش پیداكرده است.
كشف زیره درفصل قبلى كاوش درشهرسوخته نشان داد كه این دانه گیاهى و خوراكى مربوط به كرمان نیست.

مردم این شهر ساكنانى صلح دوست بودند.و طى فصول كاوش ابزارجنگى كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكنانى جنگجو دانست یافت نشده است.
درمجموع تاكنون هیچ نمونه آثار خشونت در این شهرباستانى كشف نشده است.
با كشف نمونه هاى مختلفى از مهره هاى لاجوردى و طلایى وجود تكنولوژى پیشرفته در تولید جواهرات در این سرزمین باستانى محرز شده است.

ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستى ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد مى كردند.
آنان اشیاى مختلفى را با استفاده از مواد وارداتى از نقاط یاد شده ساخته و به شبه جزیره عمان ، جزایر و سواحل خلیج فارس و شهرهاى میان رودان صادر مى كردند.
كشف شانه معرق كارى شده در شهرسوخته كه قبل از آن تصور مى شد چینى ها براى نخستین بار به هنر معرق كارى همت گماشته اند و آثارى از نخستین جراحى بر روى جمجمه انسان نمونه اى از تمدن كهن و دیرینه سیستان در بین دیگر تمدن هاست.

درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینه ها و ظروف سنگى كه بعضاً شكسته هستند را مى توان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
این ظروف و سفالینه هاى شكسته به همراه انواع پارچه ، حصیر و چوب نشان مى دهد كه این سرزمین روزگارى یكى از نقاط غنى جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

توسیدید میگوید در روز سوم بعد از اینکه  خشایارشا وارد آتن شد ، جار زد که هر کس از آتن رفته مراجعت کند و بداند که مال و جانش محفوظ است و چون مردم بی بضاعت و بی دست و پا که در آتن بودند غذا نداشتند و در شهر اذوقه به دست نمی آمد ، خشایارشا گفت که از گندم ارتش ایران به آنها بدهند  که برای خود نان طبخ کنند و در روز پنجم بعد از ورود ایرانیان به آتن دکانهای نانوایی به کار افتاد و شهر آتن وضع جنگی خود را از دست داد .

در روز دهم بعد از ورود ایرانیان به آتن خشایارشا برای دیدن آکروپل رفت و حتی به خدام معبد الهه بزرگ آتن انعام داد . اسناد تاریخی نشان می دهد که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به آتن در محله سرامیکم  چند کارگاه سفال سازی و در محله کولی توس  چند کارگاه  فلز سازی به کار افتاد و باز از اسناد تاریخی فهمیده می شود که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به آتن از داخل خانه های آتن صدای چنگ به گوش می رسید . این اسناد تاریخی گواهی می دهد که آتن به دست خشایارشا ویران نگردید چون اگر ویران می شد ، پادشاه ایران به معبد آکروپل نمی رفت و دکانهای نانوایی و کوزه سازی و فلزسازی در شهر بکارنمی افتاد و زنهای جوان چنگ نمی نواختند و در یک شهر ویران اگر هم دختری وجود داشته باشد حال آن را ندارد که چنگ بنوازد .

این را هم خود یونانیان می نویسند و می گویند قبل از اینکه ایرانیان از آتن مراجعت کنند عده ای از سکنه شهر آتن به خانه های خود در آن شهر برگشتند . ذکر کلمه «  خانه » در تاریخ گواهی می دهد که حداقل تمامی آتن به دست خشایارشا ویران نشده بود وگرنه خانه ای باقی نمانده بود تا اینکه مردم بابضاعت آتن در آن سکونت کنند .





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 

تاریخچه

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲)به هنگام کاوشها در بابِل در میان رودان (بین النهرین)، باستان شناس ایرانی، هرمز رسام یک استوانهٔ سفالین کوچک از گل پخته (۲۳ سانتیمتر)، یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود.

 جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی متر طول و۱۱ سانتی متر عرض دارد و در حدود۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است.

بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌ای استوانه مربوط به سال ۵۳۹ (پ.م) از سوی كوروش بزرگ پس از شکست بخت النصر و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌است و به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده‌است.

 استوانه یافت شده در موزه بریتانیا در شهر لندن نگاهداری می‌شود.

 ازسوی دیگر در سال‌های کنونی آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ است که از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ آن می‌باشد. از این رو این قسمت که در دانشگاه ییل(Yale) آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه لندن گسیل و به استوانه اصلی پیوست گردید.

 کوروش بزرگ بعد از خاتمه زمستان در اولین روز بهار، در بابل تاجگذاری کرد.

شرح کامل تاج گذاری کوروش و حوادث آن دوران، به صورت مفصل توسط «گزنفون» سردار و مرد جنگی و فیلسوف و مورخ یونانی ظبط و بیان شده‌است .

کوروش بعد از تاجگذاری، در معبد مردوک خدای بزرگ بابل، منشور آزادی نوع بشر را قرائت نمود .

متن سخنرانی و کتبیه کوروش تا این اواخر نامعلوم بود. تا اینکه اکتشافات در بین النهرین از ویرانه قدیم شهر «اور» کتبیه‌ای بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد، همان متن منشور آزادی نوع بشر، کوروش میباشد.

 این لوح در حال حاضر یکی از با ارزش ترین اشیای تاریخی است که در موزه بریتانیا از آن نگهداری می‌شود.

فرمان حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش، به عنوان کهن ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ و مایه مباهات و سرافرازی ایرانیان یاد می‌شود. کوروش، موسس پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین انهرین) و آموزش همزیستی عقیدتی به انسان‌ها، مردوخ که کهن ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، در پیشگاهش کرنش کرده بر دستش بوسه زد و او را نیایش کرد و سپاس گفت.

 او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی ساکنین پیشین سرزمینها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند.

 

جایگاه

 

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.

این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده.

اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه‌است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.

با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند.

 این لوح با عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر جهانی شناخته می‌شود لوح کوروش که پس از تسخیر بابل و شکست بخت النصر توسط کوروش به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده بود نخستین بیانیه حقوق بشرجهانی است که کوروش در آن همه طوایفی را که در زمان امپراتوری بابل به اسارت درآمده بودند آزاد و به آنها اجازه نقل مکان و زندگی آزاد در هرکجای امپراتوری خود را داد.

کوروش پادشاه بزرگ ایران قوم یهود را نیز از اسارت امپراتوری بابل آزاد کرد.

 در این کتبیه کوروش خود را معرفی نموده و اسم پدر، جد اول، دوم و سوم خویش را نام می‌برد و اعلام می‌دارد که پادشاه ایران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه (کشورهای اطراف ایران) می‌باشد، آنگاه در مقام بیان حقوق بشر و منشور آزادی خویش اعلام می‌دارد :

 

ترجمه

 

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند.

 

در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند.

 تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

 

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. متن این منشور چنین است :

 

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.

در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.

 نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

 برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ...

 من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

 فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.

 خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...

 او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.

 ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

 من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

 فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند.

 همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...

 من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم.

 همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.

 تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.

 اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.

هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود.

من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.

 شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

 

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .

 

 

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کورش که ملتهای آسیایی را نیز مستقل یافته بود، با سپاهی اندک از پارسیان با ایشان به جنگ پرداخت و به یاری جنگ آوران قوم ماد و هیرکانیان که داوطلبانه با او همراهی کردند اقوام ساکن سوریه و آشوریان و تازیان و مردم کاپادوکیه و ساکنان هر دو قسمت فریگیه و لیذیایی ها و مردم کاریا و فینیقیان و بابلیان را مطیع خویش ساخت . او بر ساکنان بلخ بامیان و هندوها و مردم کیلیکیه و بر سکاها و پا فلاگونیها و ماگادید ها و بسیاری از ملتهای دیگر که نامشان نیز بر ما مجهول است تسلط یافت . همچنین یونانیان ساکن آسیای صغیر را به فرمان خود در آورد و پس از فرود آمدن از دریا قبرس و مصر را نیز تسخیر کرد ملتهایی که او به فرمان خویش کشانده بود هیچ کدام به زبان او سخن نمی گفتند و زبان یکدیگر را نیز نمی فهمیدند با این وصف کورش دامنه امپراتوری خود را با وحشتی که از شنیدن نامش داشتند تا به جاهای بسیار دوری افزایش داد چنانکه در سرتاسر آن قلمرو وسیع همه با شنیدن نام او بر خود می لرزیدند و نه تنها هیچ کس حاضر نبود دست به اقدامی بر ضد او بزند بلکه او چنان هراسی در دل همه ایشان بر انگیخته بودکه همه می کوشیدند خوش ایند طبع او باشند و دلخواه همه این بود که همیشه برطبق میل و اراده او اداره شوند. او ملتهای زیادی را به زیر لوای خویش کشیده بود که طی سرزمینهای آنان با حرکت از پایتخت از هر سمتی اعم از خاور یا باختر شمال یا جنوب مدت ها وقت می خواست

 

 

هرودوت

کتاب کورش نوشته آلبر شاندور

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

خط میخی چیست؟

 

خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 

ماراتون (490) عبارت بود از پیروزی سربازان پیاده آتنی به فرماندهی سردار میلتیاد بر سپاهی بزرگ از پارسها كه در آتیك پیاده شده بودند. میلتیاد با حمله‌ای پرشور و با حالت دو، توانست از جانب ضعیفترین نقطه سپاه پارس به آن حمله برد: دشمن مجال نیافت كه پیكانهایش را رها كند و با بی‌نظمی بر كشتیها نشست و می‌گویند كه 6400 تن را از دست داد (آتنیان 192 نفر). نبردی كوچك از لحاظ شمار كشته‌شدگان، ولی بسیار بزرگ از لحاظ نتیجه‌های آنی و شهامتی كه به یونانیان بخشید
این چكیده‌ای است از آنچه به كرات در كتابهای تاریخ غربی درباره ماراتون گفته شده و پیروزی بزرگ یونان را بر بربرها كه منظور ایرانیانند، بارها و بارها ستوده‌اند و مسابقه دو ماراتون را هم به یادبود این پیروزی برگزار می‌كنند و ما ایرانیان هم دو ماراتون را به یادبود پیروزی آنان بر خود برگزار می‌كنیم!
دكتر تورج دریایی می‌گوید: تاریخ نیاز به بازنگری دارد، كاری كه غربیان درمورد تاریخهای خود مرتبا" انجام می‌دهند ولی ما كمتر گذشته خود را مورد بازبینی قرار می‌دهیم.
كارشناسان به‌دنبال حقیقت ماراتون هستند. آنها می‌خواهند بدانند كه آیا واقعا" ایرانیان شكست سختی از یونانیان خوردند و این شكست سرنوشت تاریخ را تغییر داد یا اینجا هم با غرض‌ورزی غربیان و كم‌كاری ایرانیان روبرو هستیم؟
شادروان امیرمهدی بدیع در كتاب پژوهشی خود با نام یونانیان و بربرها می‌نویسد:

هدف از این جنگ برخلاف آنچه غربیان می‌نویسند، به زیر فرمان كشیدن سراسر یونان نبود بلكه استقرار مجدد خاندان پیزیسترات در آتن بود.
امیر مهدی بدیع كه نتیجه‌گیری خود را براساس تاریخ هرودوت انجام می‌دهد، می‌نویسد: آنچه از تاریخ هرودوت كه در این زمینه منبع غربیان بوده، برمی‌آید، شخصیتهای مهم واقعی ماجرای ماراتون هیپیاس و میلتیاد بودند. این جنگ بیش از آنكه جنگ میان امپراتوری هخامنشی و شهر آتنا باشد، ستیز میان این دو یونانی بود.
این نبرد در زمان داریوش رخ داد اما داریوش در آن كوچكترین دخالتی نداشت. مردی كه در نزدیكی ماراتون قدم به خشكی نهاد داتیس، فرمانده سپاه ایران، بود نه داریوش.
داتیس به راهنمایی هیپیاس، پسر پیزیسترات، كه آتن عظمت آن زمان خود را مدیون او بود و برای بازستاندن حكومت وی، قشون را در دشت ماراتون پیاده كرد. اما برخلاف تأییدهای هیپیاس، آتنیان آماده پذیرفتن حاكم سابق خود نبودند.
در این هنگام، داتیس تصمیم به بازگشت می‌گیرد و نیروهایش را به كشتیها بازمی‌گرداند و آماده لنگر برداشتن می‌شوند. وقتی میلتیاد می‌بیند كه سپاه پارس دوباره به كشتی می‌نشیند، سرباران پیاده خود را به حمله وامی‌دارد و نبرد صورت می‌گیرد. نبردی كه افسانه بر آن چنگ افكند تا از آن، نقطه رفیع تاریخ را بسازد!
پیروزی ماراتون اگر واقعا" پیروزی بوده، فقط در رساله‌های تبلیغات تاریخی پرآوازه شد. یونانیان نزاع های خود را از یاد نبرده بودند و تصمیم هم نداشتند دربرابر اشغالگر متحد شوند. حتی آتنیان همه یك صدا عقیده به جنگ علیه ایران نداشتند. تمام این نبرد در اثر حیله میلتیاد شكل گرفت.
در این جنگ، اسپارتیان با آوردن بهانه‌های مذهبی به یاری آتنیان نیامدند. اما در حقیقت، اسپارتیان كه هواخواه هیپیاس بودند و می‌دانستند وی به سپاهیان داتیس نظم می‌بخشد، با او وارد جنگ نمی‌شدند.
در پایان نبرد ماراتون، از آتن علامتی برای پارسیان فرستادند تا به ایشان نشان دهند كه راه دولتشهر به رویشان باز است. علامت را احتمالا" آتنیهای طرفدار بازگشت هیپیاس فرستاده بودند. به عقیده پرفسور پیر بریان، شواهد نشان می‌دهد هیپیاس در آتن دوستانی داشت.
پروفسور بریان یكی از پرسشهای مهم درمورد این نبرد را غیبت سواره‌نظام پارسی ذكر می‌كند. درباره وجود سواره‌نظام در قشون داتیس تردیدی وجود ندارد. اما این سواره‌نظام یا به كشتی بازگشته بود و یا به‌احتمال قویتر اصلا" پیاده نشده بود. پس این نبرد نه مقابله دو سپاه بلكه پیكار با عقبدار سپاه بود.
پارسها نبردی سرسختانه كردند تا كار به كشتی نشستن سپاه را كه در جریان بود، پوشش دهند. پلوتارك، مورخ یونانی، ماراتون را پیكاری مختصر می‌گوید. ماراتون نبرد دسته‌ای از سپاه داتیس بود، محروم از سواره‌نظام به كشتی نشسته، به‌منظور حمایت از بقیه سپاه به‌هنگام سوار شدن به كشتی و بعد هم عقب‌نشینی این دسته.
اما درمورد ارقام غیرمنطقی كشته‌شدگان، پروفسور بریان معتقد است كه هیچیك از ارقام هردوت قابل اعتماد نیست، اعم از شمار كشتیهای ناوگان سلطنتی (600) و شمار كشته‌شدگان (192 تن از آتنیها و 6400 تن از افراد داتیس(
به‌نظر امیر مهدی بدیع، چون آتنیان به تعداد كشته‌شدگان دشمن 500 بز برای آرتمیس قربانی می‌كردند، احتمالا" این رقم به‌طور تقریبی تعداد پارسیانی را نشان می‌دهد كه در ماراتون به خاك افتادند.
داتیس مانند همیشه بهترین سربازان، یعنی پارسها و سكاها را در قلب آرایش جنگی خود جای داده بود. پارسیان كه در مركز پیروز بودند، در جناحین شكست خوردند و ناگزیر به كشتیهای خود بازگشتند. داتیس پافشاری نكرد و به‌سوی آسیای صغیر بادبان كشید.
این تصمیم غافلگیركننده نشان می‌دهد كه داریوش در این تاریخ در فكر ایجاد سلطه پایداری بر یونان نبوده است.
داتیس فقط مأموریت داشت هجومی ببرد و اسرایی بگیرد و به آسیای صغیر بازگردد. از نظر پارسیان، ماراتون درگیری كوچكی بود كه لطمه‌ای به استراتژی داریوش در دریای اژه نمی‌زد. داریوش به اهداف اساسی خود رسیده بود. به هر حال، تاریخ هخامنشی در مسئله یونان خلاصه نمی‌شود.
ایران در این به‌ظاهر شكست، نه اسیری در دست آتنیان به‌جا گذاشت، نه هیچیك از فرماندهان و سركردگان ایرانی اسیر شدند، نه غنیمتی كه میان خود تقسیم كنند، نه حتی سپری كه به دیوار معابد الهه حافظ شهر، آتنا، بكوبند.
اما به‌گفته پروفسور بریان، چرا آتنیان ماراتون را به یك پیروزی به‌یاد ماندنی تبدیل كردند؟ فهم این مطلب چندان دشوار نیست. ماراتون تنها در شعور جمعی دولتشهر آتن ارزش اسطوره‌ای پیدا كرد. چراكه این پیروزی اعتبار سیاسی و نظامی دولتشهر را دربرابر اسپارت و اتحادیه پلوپونسوس بالا می‌برد

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

جامه های پارسیان در دوره هخامنش

 

مطالعه در اصول جامه ی پارسیان ما را به ساده ترین و ابتدایی ترین وضع پوشاک در میان مردمان روزگاران کهن در مناطق گرمسیر راهنمایی می کند بدینسان که گویی جامه آنان در اساس و آغاز خود دو تکه پارچه چهار گوش یا نیم دایره بوده است که یکی را همچون کرته (قطیفه) بکمر خود بسته و دیگری را روی دوش خود انداخته گوشه های بالایی آنرا در پیش سینه گره زده یا به هم میدوخته اند و چون در سرزمینی گرم زندگانی می کرده اند به جامه یا بالا پوشه دیگری نیاز نداشته.

 

نارسایی های جامه پارسی

 

کورش بهنگام تشویق پارسیان به آموختن اسب سواری و سوارکاری چنانکه گفته شده به فراست دریافت که پارسیان با پوشیدن قبای دراز و در پا نکردن شلوار بلند در نشستن بر پشت اسب نا توانند و جامه قومی ایشان با اسب سواری و همچنین با چستی و چالاکی که بایسته ی کارزار و میدان نبرد است متناسب نمی باشد پس در این اندیشه افتاد که جامه آنان را تغییر داده جامه یی شایسته ی سوارکاری و جنگاوری در میدان کارزار برای ایشان پدید آورد پس جامه مادی ها را برای پیکار و جنگاوری انتخاب کرد.

 

 

 

نمای سربازان در تخت جمشید

 

سیمای مرد پارسی و مادی با چشمان بادامی کشیده پیشانی کوتاه بینی بلند و قوس دار و نا خنهای زیبا و پیراسته نیرو مند و ظریف هر دو ، سبیل فرو افتاده و تاب خورده لبهای قیطانی و نگاهی که در سنگ منجمد شده است . با حالت خاموش و تو دار عبوس و آماده به فرمان غرور برای بیگانه و خضوع در برابر شهریار طوق و یاره و گوشواره ، این است مردی که زمین را زیره پای خود می لرزاند . بدنها نه لاقر نه چاق سیما یکسان وار و در عین حال متفاوت همه گویی در یک قالب تراشیده شده اند.

 

 

 

 

 

 مادی با کلاه گرد و پارسی با کلاه ترک ترک ردیف پشت هم دست در دست یا دست ها روی شانه همدیگر فکور و مصمم در اتحادی گسست ناپذیر حاکی از آن که دنیا باید در برابر ما حساب خود را داشته باشد .

 

 

 

این آثار یادگار و ارث ابا اجدادی ما ست بیایید کاری کنیم که یاد آنها زنده باشد

 





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هخامنشیان

هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفه‌پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی ( 550-330 قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان در تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌‌دانند.

قلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود

کشور و سرزمین:

پارسی‌ها مردمانی آریایی نژاد بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان ازقوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده است. پارس ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌گسترش یافت.

تمدنهای باستانی آسیای غربی:

 

بین‌النهرین، سومر، اکد، آشور، بابل

هیتی‌ها، لیدیه

ایلام، اورارتو، ماننا، ماد، هخامنشی

امپراتوری‌ها / شهرها :

1_ سومر: اوروک – اور – اریدو

کیش – لاگاش – نیپور – اکد

بابل – ایسین – کلدانی

2_ آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود

 ایلامیان – اموری‌ها – شوش

هوری‌ها – میتانی

کاسی‌ها – اورارتو

گاهشماری :

شاهان سومر

شاهان ایلام

شاهان آشور

شاهان بابل

شاهان ماد

شاهان هخامنشی

زبان:

 

خط میخی

سومری – اکدی

ایلامی – هوری

اساطیر بین‌النهرین

انوما الیش

گیلگامش – مردوخ

نیبیرو

برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال 834 ق. م، نام کشور « پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود 700 سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر ( 721-713 ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (663 ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (655-632 ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.

مردم و طوایف

هرودوت می‌گوید: پارسی‌ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند. شش طایفه اول عبارتند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارتند از: داییها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران تابع آنها بوده‌اند.

پارس ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال 834 ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسوا همان پارسی‌ها بوده‌اند.

اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در ناحیه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال 700 پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. بعدها با ضعف دولت عیلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌گسترش یافت و رو به جنوب رفته اند.

مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد میزیستند و بعدها با ضعف دولت عیلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌گسترش یافت و رو به جنوب رفته اند.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسی‌ها از اختلافات آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند.

این واقعه تاریخی در زمان چیش پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه‌های کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش پش دوم، می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.

پس از مرگ چیش پش، کشورش میان دو پسرش « آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت می‌کرد، دو کشور کوچک جدید التأسیس، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.

همین مسأله موجب شده است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.

موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).

هخامنش

1 چیش پش اول

2 کمبوجیه اول

3 کوروش اول

4 چیش پش دوم

شاخه اصلی:

 

5 کوروش دوم

6 کمبوجیه دوم

7 کوروش بزرگ(سوم)

8 کمبوجیه سوم ( فاتح مصر )

شاخه فرعی :

آریا رومنه

ارشام

ویشتاسب

9 داریوش بزرگ(اول)

با تحلیل کلی تمامی منابع می‌‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.

در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.

کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. ولی از شاخه دیگر تاج سلطنتی به آرشام یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش می‌‌رسید. آنچه به نظر واقعی می‌‌رسد این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش، با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 http://groups.yahoo.com/group/jahangardi/

 

سیلک کاشان

نفس در سینه ها حبس شده بود ؛ خاک ها را آرام آرام کنار می زدند ؛ همه مراقب بودند تا به چیزی آسیب وارد نشود . هرلایه ای از خاک کنار می رفت ، گویی بخشی از حافظه تاریخی یک قوم آشکار روزگار کهن ، ما را به ادامه کار دلگرم می کرد . کلنگ به جایی سفت برخورد می کند ! شاید ردی از یک دیوار باشد ؛ گوشه ای از یک معبد ، دیوار یک خانه ، یا ... ناگهان برق شوق در چشمها می درخشد . انگار سرنخی پیدا شده است . یکبار دیگر ، صفحه ی اول شناسنامه را که پیش رویم گذاشته اند مرور می کنم . نام : سیلک . نام قدیم : سی ارگ ، سپید ارگ . شماره شناسنامه : 38 . محل صدور : کاشان . تاریخ تولد : هزاره ی ششم پیش از میلاد .

آری ، ما در محوطه ای باستانی سیلک بودیم ؛ در دل شهر کاشان ؛ جایی که گفته می شود کهن ترین شهر جهان است ، چرا که به استناد کاوشهای باستان شناسی ، زندگی در آن ، نزدیک به 7500 سال است که بی وقفه جریان دارد . اعضای گروه باستان شناسی با کند و کاو در لایه های تپه ی باستانی ، می خواهند به ناگفته های پیشینیان دست یابد . گویی هر بار که کلنگشان به زمین برخورد می کند و لایه ای دیگر از خاک کنار می رود ، متن دفترچه ی خاطرات دست یابیم و از اسرار نهفته در آن ، آگاه شویم . با وجود ارزشهای فرهنگی – تاریخی نهفته در دل تپه های سیلک کاشان و با قدمتی چند هزار ساله ، می گویند تا 70 سال پیش هیچ کس از اهمیت آن آگاه نبوده است .

 

به گفته ی مدیر میراث فرهنگی کاشان ، قدیمی ترین مرجعی که تنها اشاره ای بسیار کوتاه به سیلک کرده ، کتاب " مرآت القاسان " عبدالکریم کلانتر ضرابی کاشانی ،متعلق به اواخر قرن 13 ه. ق است .
مهندس سیف اله امینیان می افزاید : " ضرابی در این کتاب از سیلک به عنوان یکی از قلعه های قدیمی به نام سی ارگ نام می برده . در وجه تسمیه نیز می گوید که چون رنگ خاکش نسبت به خاک اطراف سفید تر است ، موسوم به سپید ارگ شده که به مرور به سی ارگ و سپس به سیلک تغییر نام داده است .
دکتر صادق ملک شهمیرزادی که سرپرستی گروه باستان شناس فرانسوی ، کلنگ حفاری را بر تپه های سیلک نشاند ، نزدیک به 70 سال می گذرد . در آن تاریخ ، سیلک محوطه باستانی وسیعی بود، کنار روستای " دیزچه " در سمت راست جاده ای که کاشان را به فین متصل می کرد . محوطه ی سیلک در 24 شهریور 1310 خورشیدی با شماره ی 38 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این منطقه دو تپه شمالی و جنوبی را با فاصله 600 متردر بر می گرفت و در اطراف تپه جنوبی دو گورستان باستانی قرارداشت .
دکتر ملک می افزاید : رومن گیرشمن (1895-1979) یکی از برجسته ترین باستان شناسان بود که نزدیک به نیم قرن در ایران به کاوش و پژوهش پرداخت . شاید نتیجه کاوشهای او در سیلک بود که این محوطه باستانی را سرآمد کرد ، به گونه ای که نام سیلک به بیشتر کتابهای باستان شناسی دنیا راه یافت . کاوشهای این باستان شناس فرانسوی در تپه های شمالی و جنوبی و دو گورستان منطقه ، به کشف آثاری از کهن ترین دوران استقرار در فلات مرکزی ایران ( از 7500 تا 3000 سال پیش ) منجر شد . از اینرو ، چون در حال حاضر محوطه باستانی سیلک در داخل محدوده ی شهر کاشان قراردارد ، شاید بتوان کاشان را کهن ترین شهر کاشان دانست که زندگی در آن ، از 7500 سال پیش تا امروز استمرار داشته است .
این باستان شناس می افزاید : متأسفانه به علت گسترش بی رویه ی ساخت و سازهای شهری ، دیوارهای بلند و ساختمان های متعدد در عرصه و حریم این محوطه ی باستانی تا جایی قد علم کرده اند که دو تپه از یکدیگر جدا شده اند و به زحمت از بالای یکی ، دیگری را می توان دید. علاوه براین ، دیگر کوچکترین اثری هم از دو گورستان وجود ندارد ، این دو محوطه به کلی محو و نابود شده اند .
با روشن شدن هوا ، گویی از سوز و سرمای زمستانی کاسته می شود . آرام و آهسته بر سیلک 7500 ساله قدم می زنیم دکتر ملک با صبر و حوصله درباره ی مدارک کشف شده از قدیمی ترین زیگورات جهان در این منطقه می گوید که رومن گیرشمن در گزارشهای خود به سازه ی عظیم اشاره می کند و می نویسد : قسمتی از این بنای خشتی عظیم بر روی سکویی که همان مصطبه بوده ، بنا شده است ؛ و در پایان نتیجه می گیرد شبیه این نوع سازه ها را در شهرهای اوررارتویی و مادی ادوار بعد نیز می توان مشاهده کرد . پس از وی پژوهشگران دیگری آمدند ، آنها بدون توجه به نکات ظریفی که گیر شمن در توصیف سازه ی عظیم به کاربرده است ، گفتند این سازه ی عظیم یک دژ مادی است . اما هیأتی که مسئولیت اجرای طرح کاوش مجدد سیلک را به عهده داشت ، در جریان آوار برداری پی برد که آنچه گیرشمن به عنوان سازه ی عظیم نام برده ، در واقع بخشهایی از کهن ترین زیگوراتی است که تاکنون در جهان باستان ( ایران و بین النهرین ) شناسایی شده است .
گفته می شود از سی ودو زیگوراتی که تا کنون در ایران و عراق کشف شده ، یازده مورد براساس متون تاریخی و بیست و یک مورد براساس کشفیات باستان شناسی شناسایی شده اند . از این تعداد ، پنچ زیگورات در ایران و بیست و هفت زیگورات در عراق کنونی قرار دارند . در این بین ، زیگورات سیلک ، کهن ترین آنهاست که قدمت آن به 4500 تا 4700 سال پیش می رسد که این دوره ، با آغاز نگارش و استفاده از خط همزمان است . دکتر ملک می گوید : " در مراحل قبلی ، با آوار برداری و بازپیرایی قسمت هایی از پا گرد ، بخشهایی از اولین سکو به ابعاد 56 متر شرقی – غربی و 45 متر شمالی – جنوبی ، قسمت هایی از دومین سکو ، قسمت کوچکی از دو رج خشت چینی دیواره ی شمالی سومین سکو و نیز بخشهایی از بالاترین راه شیب دار بالا رو مشخص شد و دیگر ابهامی باقی نمانده که با بقایای یک زیگورات روبه رو هستیم ، با حداقل سه طبقه سکو که چهار گوشه آن در چهار اصلی بود.
به گفته ی این باستان شناس ، شگفت آور ترین قسمت در ساختمان این زیگورات ، دو نیم برجک مخروطی شکل است که در سطح اولین سکو و متصل به دیواره ی شرقی دومین سکو اضافه شده بود . با توجه به اینکه چهار گوشه ی این زیگورات به سمت چهار جهت اصلی است ، به نظر می رسد که این برجکها پس از پایان یافتن ساختمان اصلی زیگورات ، به قسمت شرقی اولین سکوی آن افزوده شده اند . یعنی به قسمتی که هرروز صبح ، نخستین شعاع خورشید با مدادی به آن می تابد و براین اساس ، شاید بتوان نوعی نیایش خورشید را با زیگورات سیلک ارتباط داد .
حالا دیگر به کنار زیگورات رسیده ایم و گرمای خورشید را برصورتمان احساس می کنیم . به نظر می رسد در فضای تاریخی زیگورات وارد شده ایم . باد که از سمت مقابل میوزد ، پس از عبور از گوشه های زیگورات گویی صداهایی را به گوشمان می رساند ، به راستی مردم آن زمان در اینجا چه مناجاتی داشته اند ؟ سرپرست طرح سیلک در توضیح مفهوم زیگورات می گوید : زیگورات به بنای پله ای بزرگی گفته می شود که ابعاد هر طبقه ی آن نسبت به طبقه ی پایین تر کوچک تر می شود . درست مانند چند جعبه ی مکعب که به ترتیب ابعاد تا آخرین و کوچکترین آن روی هم قرار گرفته باشند .
این باستان شناس می افزاید : زیگورات کلمه ای آلمانی است و به این گونه معماری مذهبی گفته می شود . در زبان سومری نام این بناها ، زیقورات است که کوه یا بلندی معنی می دهد و در ایلامی زقرتوویا کوکونو نامیده می شود . گفته می شود کوکونو نام معبدی بوده که بربالای آخرین سکو ساخته می شده استو مجسمه ی خدای حامی شهر را که زیگورات در کنار معبد اصلی آن ساخته می شد آنجا قرار می دادند . دسترسی به مجسمه تنها برای والاترین کاهن یا کاهنی شهر امکان پذیر بود . بعدها کوکونو در زبان ایلامی ، نامی خاص برای زیگورات شد . دکتر صادق ملک شهمیر زادی اضافه می کند : درزبان سومری ، به معبد ساخته شده بربالای آخرین سکو شخورو به معنی اتاق انتظار و یا اتاق گذرگاه گفته می شد . درزبان بابلی هم معبد بالای زیگورات گی گونو نام داشت .
وقتی شنیدیم در ساخت زیگورات بیش از یک میلیون و 250 هزار خشت در ابعاد 15*35*35 سانتیمتر به کار رفته ، این سوال برایمان پیش آمد که این بنا توسط چند نفر و طی چه مدت ساخته شده است ؟
کاوشگر سیلک معتقد است ، پاسخ به اینگونه پرسشها نیازمند زمان است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند چه وقت ، پرده از ابهامات این زیگورات کنار می رود .
او می گوید : ما در اینجا با پرسشهای بسیاری مواجه بوده ایم برای مثال عدد 0 به صورت چشمگیر و در اندازه های مختلف در ساختمان زیگورات به کاررفته است ؛و معلوم نیست این عدد در زمان احداث زیگورات چه نقشی داشته است ؟ برای نمونه اندازه ی خشت ها در ابعاد سه گانه به پنج ختم می شود : ( 15*35*35) . طول و عرض سکوی اول (45*45) ، سکوی دوم (35*35) و سکوی سوم (25*25) همگی به عدد پنج ختم می شوند . دکتر می افزاید : از آنجا که زیگورات برای احترام و تقدیس خدا یا خدایان آن دوره ساخته می شده ، نمی دانیم زیگورات سیلک برای تقدیس و احترام به کدام خدا و یا خدایان ساخته شده است ؟ اما با توجه به محل افزوده های بعدی بربالای سکوی اول که به گونه ای انتخاب شده تا نخستین پرتو خورشید آن را روشن کند ، آیا می توان تصور کرد که در اندیشه ی اعتقادی ساکنان باستانی سیلک ، خورشید در جایگاه والاتری نسبت به سایر پدیده های طبیعی قرار داشته است ؟ همچنین ، سازنده ی زیگورات اطلاعات نجومی و ریاضی برای انجام محاسباتی تا به این اندازه دقیق را چگونه به دست آورده بود و آیا درزمان ساخت زیگورات عدد "صفر" شناخته شده بود ؟
از سوی دیگر ، زیگورات هایی که تاکنون شناسایی شده اند ، معمولأ بخشی از یک مجموعه ی بزرگ مذهبی در قسمتی از کلان شهرها بوده اند ؛ با توجه به این که امروزه زیگورات سیلک ، بیشتر در بخش تپه ی جنوبی واقع شده است ، این پرسشی است که کارشناسان رشته های مختلف به دنبال یافتن پاسخ هایی برای آنها هستند . پرسشها پشت سرهم دربرابرمان قرارداشتند . علامت سوال بزرگی ، ما را رها نمی کرد . گویی در مکانی کهن و قدیمی واقعاً به دنبال دفترچه ی خاطرات می گشتیم تا کنجکاوی مان را برطرف کند . نسیمی می وزد و لایه ای از خاک نرم باستانی برسرو رویمان می نشاند . احساس می کنیم برگه های دفترچه ورق می خورد و خاک هایش به صورت مان می چسبد .
سرپرست هیأت باستان شناسی سیلک می گوید : این هیأت علاوه برکشف این زیگورات ، موفق شده است ، د رفاصله ای بین دو تپه ی شمالی و جنوبی و درعمق شش و نیم متری ، بستر رودخانه ای که در حدود 6500 سال پیش از میان دو تپه عبورمی کرده و آب مورد نیاز ساکنان محوطه ی باستانی سیلک را تأمین کرده است ، شناسایی کند .
وی می افزاید : با فاصله ای کمی از آن و درعمق شش متری از سطح زمین های اطراف ، آثاری مشابه با تپه ی شمالی به دست آمده است که نشان می دهد ، از حدود 6100 سال پیش تاکنون ، سطح دشت در نتیجه ی رسوب های ناشی از آب ، باران ، برف و باد حدود شش متر بالاتر آمده است .
سرپرست طرح بازنگری سیلک امیدوار است که با بهره گیری از تخصص های مختلف نظیر دیرین جانور شناسی ، گیاه شناسی ، زمین ریخت شناسی و ... به اطلاعات همه جانبه ای درباره ی سیلک باستان دست یابند . عصر زمستانی فرارسید ؛ غروب آفتاب در پشت تپه های سیلک تماشایی است . گویی زیگورات کهن هم به خواب رفته بود ، تا شاید فردا بار دیگر با تابش نخستین اشعه های خورشید ، باز هم صدای راز و نیاز مردم باستان را ، از پس هزاره ها ، به گوشمان برساند .

 http://groups.yahoo.com/group/jahangardi/





نوع مطلب : تاریخ ایران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


وب نوشت حسین محمدی یزدی
دارای کاردانی جهانگردی و مدیریت دفاتر هواپیمایی از کاشان
و دانشجوی مدیریت گردشگری واحد صنایع دستی قم.و جمعی از
دانشجویان همکلاس و هم رشته ایی
-------------------------------------------
در این وب نوشت هر چیز مفید و جذاب از هر جا و فقط در چند خط ارائه میشود.
------------------------------------------
در قسمت پیوندها سعی شده تا سایت های کاربردی گردشگری و مورد نیاز روزانه قرار داده شود که هر هفته تکمیل تر و به روز تر خواهد شد..
------------------------------------------
این وبلاگ هیچ ارتباطی با دانشگاه و یا کسی نداشته و آزادانه موارد مورد نظر خود را ارائه میدهد
------------------------------------------
مطالب قدیمی تر را از طریق آرشیو مطالب دنبال نمایید
-----------------------------------------
منتظر شنیدن نظرات شما هستم.
----------------------------------------
هرگونه کپی برداری با ذکر نام و لینک این سایت مجاز است.


مدیر وبلاگ : حسین محمدی
مطالب اخیر
پیوندهای روزانه
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
کلیه حقوق این وبلاگ برای فـقـط چـند خـط .... محفوظ است