تبلیغات
ایرانگردی و جهانگردی
دوشنبه 1388/04/22

آداب انعام دادن در سرزمین‌های مختلف

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :جهانگردی ،آداب و رسوم ،گردشگری ،



مدت زیادی از عمر دادن انعام در سالن‌های غذاخوری در دنیا نمی‌گذرد. عقیده و رسم دادن انعام نخست به انگلستان و آمریکا وارد شد و ریشه و اصل آن را نوعی قدردانی ارادی و ابراز تمایل می‌دانستند که در شرایط دریافت خدمات خاص و غیرقابل انتظار پرداخت می‌شد اما با گذشت زمانی نه‌چندان زیاد، انعام به تنها منبع درآمد بسیاری از کارگران تبدیل شد.

به گزارش روزنامه وطن امروز، فرانسوی‌ها نخستین افرادی بودند که دادن انعام را اجباری کردند. در سال ۱۹۵۵ بر اساس یک قانون جدید قرار بر آن شد که هر رستوران و سالن غذاخوری حق سرویسی به مبلغ صورتحساب بیفزاید و این موضوع یک قرار کلی در نظر گرفته شد که شامل تمام رستوران‌ها با هر درجه و سطحی می‌شد.

مردم از این قانون به خوبی استقبال کردند چرا که بر اساس آن مشخص می‌شد دادن چه میزان پول ضروری است و همه با نظم واحدی این عمل را انجام می‌دادند، اما این رضایت و آرامش چندان طول نکشید و کم‌کم در شرایط خاص، خدمه انتظار دریافت مبلغ اضافی به عنوان انعام را هم داشتند و مشکل دوتا شد!

دادن انعام از کشوری به کشور دیگر فرق دارد، اما به طور کلی در تمام کشورهای غربی رسمی عادی و معمول است و زمانی اقدام به این کار می‌شود که کارگری با حقوق و دستمزد پایین کار یا خدمتی را برای مشتری و ارباب‌رجوع انجام ‌دهد.

نمونه عینی و واضح آن پیشخدمت‌های رستوران‌ها هستند که مشتری در آنجا برای غذا پولی را پرداخت می‌کند اما برای خدمات اضافی انعام می‌دهد یا باربران هتل‌ها که برای حمل بار مسافران مبلغی را دریافت می‌کنند.

مصر: در این کشور قانون یا اصول خاصی برای دریافت انعام وجود دارد اما اغلب در دستشویی‌های شبانه‌روزی کارکنانی وجود دارند که انتظار می‌رود به آنها مبلغی پرداخت شود.

آفریقای جنوبی: درآنجا معمولا درباره کارکنان جایگاه‌های بنزین رسم دادن انعام اجرا و درباره نظافتچی‌ها و خدمه دستشویی‌های عمومی نیز در صورت تمیزی و مرتب بودن آن و رضایت مشتری رقمی به آنها پرداخت می‌شود.

اتیوپی: در آنجا رسم دادن انعام به خدمه هتل و رستوران عادی است و معمولا افرادی هم وجود دارند که در پارکینگ‌ها مراقب ماشین‌ها هستند و به آنها مبلغ اندکی پول داده می‌شود.

اما بد نیست سری هم به کشورهای آسیایی، اقیانوسیه و اروپایی بزنیم.

هند: انعام دادن کاری عادی و متداول به حساب نمی‌آید و تنها می‌توان در رستوران‌های بسیار شیک و مجلل شاهد آن بود. از میان تمام کارگران مشغول به کارهای سخت و پایین فقط و گهگاه کالسکه‌ران‌ها تقاضای گرفتن انعام دارند.

ژاپن: ژاپنی‌ها هم آداب و عقاید خاص خود را دارند و انعام گرفتن را اصلا مناسب نمی‌دانند و به عبارتی آن را بی‌ادبی و کاری گستاخانه به حساب می‌آورند و گرفتن خدمات اضافی را به طور کلی حق مشتری می‌دانند.

استرالیا: در این کشور کارکنان حقوق و دستمزد کافی دریافت می‌کنند و انتظار این نیست که کمبود درآمد خود را از این راه تامین کنند، به قول معروف از انعام، پول چای، شیرینی بچه‌ها و... خبری نیست. گرچه این روزها با رفت و آمد زیاد خارجی‌ها بویژه آمریکایی‌ها به این کشور در شهرهای بزرگی چون سیدنی و ملبورن شاهد آن هستیم.

نیوزیلند: در فرهنگ مردم این کشور رسم دادن انعام وجود ندارد و اغلب با ترشرویی و اخم با این موضوع برخورد می‌شود و اصولا آن را کار و عادتی مربوط به آمریکایی‌ها می‌دانند و به همین جهت با آن مخالفت می‌کنند.

اتریش: در این کشور گرچه خدمه و کارکنان رستوران‌ها، هتل‌ها و... حقوق مناسب دریافت می‌کنند و در صورتحساب‌ها هم حق سرویس منظور می‌شود اما ندادن انعام به طور کلی غیرمؤدبانه است و ندادن آن فقط در صورت نارضایتی از سرویس‌ دریافتی اتفاق می‌افتد.

در رستوران‌ها هم دادن انعام کاری عادی و معمولی است و فقط در مراکزی انجام می‌شود که پیشخدمت‌ها غذا را بر سر میز بیاورند. در زبان آلمانی کلمه‌ای معادل انعام وجود دارد که از نظر لغوی به معنای پولی اندک برای نوشیدنی است که فرانسوی‌ها هم کلمه‌ای مشابه آن را دارند.

مجارستان: در این کشور برای دریافت بسیاری از خدمات انعام می‌دهند.
دانمارک، سوئد و نروژ: در این کشورهای اسکاندیناوی معمولا حق سرویس به صورتحساب اضافه می‌شود اما معمولا مبلغی اندک هم انعام داده می‌شود تا نشان دهند خدمات دریافتی مناسب و قابل تایید بوده است.

فرانسه: در فرانسه حق سرویس معمولا به صورتحساب اضافه می‌شود و اغلب انتظار دریافت آن نیست گرچه اغلب مردم به دلخواه یک یا ۲ یورو را بعد از صرف غذا روی میز خود می‌گذارند.

ایسلند: انعام دادن و گرفتن، ناآشناست و چیزی به این عنوان وجود ندارد.
ایتالیا: در ایتالیا انعام دادن رسم است اماضروری نیست.

روسیه: در این کشور نیز دادن انعام ضروری نیست اما به آن توصیه می‌شود. معمولا 5 تا10 درصد صورتحساب رستوران را انعام می‌دهند.

به رانندگان تاکسی هم ۵۰ تا ۱۰۰ روبل انعام داده و در شرایط دریافت دیگر خدمات هم معمولا تا ۱۰ درصد انعام در نظر گرفته می‌شود که البته ندادن آن غیرمؤدبانه نیست.

انگلستان: درآنجا کاملا اختیاری است. در رستوران‌ها، سالن‌های آرایش و... معمولا برای دریافت خدمات مناسب انعامی داده می‌شود اما اگر شخصی در انتظار دریافت آن باشد و تقاضا کند به او پولی داده شده یا رقم انعام را کم بداند، مشتری عصبانی شده و شکایت می‌کند.

در کانادا و آمریکا این رسم بسیار شبیه هم است اما این رقم درباره آمریکا بیش از کاناداست و جالب اینکه در کانادا بابت رقم انعام‌های دریافتی هم شخص باید مالیات بدهد!




یکشنبه 1388/04/21

تصاویر محل زندگی رهبران کشورهای مختلف

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :جهانگردی ،تصاویر دیدنی  ،گردشگری ،

شهر واتیکان ، جلوه ای از هنر و معماری. محل زندگی پاپ
 

قصر شاه زاده ی موناکو
 

قصر وادوز، محل سکونت شاهزاده لینکنشتاین. این بنا در رشته کوهای آلپ واقع شده است
 

کاخ آلوراده، نمادی ار هنر مدرن، محل سکونت رئیس جمهور برزیل
 

کاخ الیزه، محل سکونت رئیس جمهور فرانسه
 

کاخ سفید محل سکونت رئیس جمهور آمریکا
 

کاخ کرملین با سقف سبزرنگ ، محل زندگی رئیس جمهور روسیه
 

محل سکونت رئیس جمهور ایسلند
 

محل سکونت نخست وزیر ژاپن. بنایی مدرن، ضد زلزله با سقف شیشه ای
 


شنبه 1387/06/16

جشن مهرگان

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :آداب و رسوم ،

جشن مهرگانجشن مهرگان

مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهمیت جشنها دارا میباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جدید میباشد - مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . این جشن روز مهر از فصل مهر می باشد ( 10 مهر ) . فلسفه این جشن مهم ایرانی به دوران ضحاک تازی باز میگردد . ضحاک و اقوام او مدتهای مدیدی بر ایران حکومت میکردند و عده کثیری از جوانان ایران زمین را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنایات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از میان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگری خود که بعدها درفش کاویانی نام گرفت رهبری براندازی ضحاک تازی را بر عهده میگیرد و او را با یاری مردم در کوه دماوند زندانی میکنند و به ظلم او پایان میدهند . به گفته های زیادی در تاریخ پرچم ایران نیز پس از کاوه آهنگر پدید آمد و درفش کاویانی به پرچم ملی ایرانیان مبدل گردید . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فریدون را بر تخت شاهی ایران نشانند و ایرانیان زندگی را با آرامش سپری نمودند . گفته شده است که تاجگذاری اردشیر بابکان موئسس شاهنشاهی ساسانیان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زیرا هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان این جشن را از بزرگترین جشنهای ملی میدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگی مهرگان نامیدند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه درباره جشن مهرگان می نویسد : در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون را بر تخت شاهی قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههای دماوند زندانی نمودند و مردمام ایران را از گزند او آزاد ساختند . بنی امیه با تعصب ضد ایرانی خود که از افراطیون اسلامی بود زرتشتیان ایران را در روز مهرگان وادار میساخت تا هدایایی بسیاری به او تقدیم کنند . جرجی زیدان در کتاب تمدن اسلامی مقدار این باجها و هدایا را پنج تا ده میلیون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا ای نگار مهر چهر مهربان مهربای کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پیمان و دوستی معنی می‌دهد . در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژه‌ای بود . دلیل آن این است كه هر دو آغاز فصل‌های سال را نوید می‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه می‌آوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع می‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع می‌شد تا شش روز پس از آن ادامه می‌یافت و جشن شادی بر پا می‌شد . انگیزه‌ای كه به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت می‌دهند پیروزی ایرانیان بر ضحاك ستمگر ، به رهبری كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند . این جشن در روز 10 مهر ، روزی كه نام روز و ماه یكی بود جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت . از نظر نجومی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شد . ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزی است . از نظر تاریخی ، در این روز نیروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاك ( ضحاك) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه‌ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان می‌دهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد . از نظر دینی ، در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شكنان است . هم اكنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نیایشگاه می‌روند . با تهیه خوراك‌های سنتی از یكدیگر پذیرایی می‌كنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند .


دوشنبه 1387/05/28

حسن صباح

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

  

 

بیوگرافی و زندگینامه

مورخان هفتم ژوئیه (16 تیرماه) در سال 1071 میلادی (450 خورشیدی) را روزی می دانند كه حسن صباح كار دیوانی [امور اداری] در دستگاه حكومت سلجوقیان را رها كرد تا راه مبارزه در پیش گیرد. این اقدام یك سال پیش از كشته شدن آلب ارسلان، شاه سلجوقی، و به حكومت رسیدن پسرش ملكشاه و جنگ ملكشاه با عموی خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن از دربار سلجوقی به «ری» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آینده نشست. حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال 1134 میلادی درگذشت مردی تحصیلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگی كار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطمیه در مصر حكومت داشتند. شیعه هفت امامی كه در آنجا رواج داشت در همان ایام به فرقه های مختلف از جمله «دروزی» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسمعیلیه (به نوشته مورخان اروپایی Ismailism) را در پیش گرفت و به ایران بازگشت تا در اینجا، مردم را به گرایش به آن دعوت كند. وی پس از بازگشت به میهن, از اصفهان آغاز كرد سپس به یزد , كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران )و از آنجا به ری و قزوین رفت. این سفرهای داخلی به او آموخت كه باید روش كاملا تازه ای در پیش گیرد. [درست مشابه آن چه كه در جهان امروز - دهه آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 - جریان دارد] و چون در برابر خود امپراتوری توانمند سلجوقیان را می دید تصمیم گرفت كه خوی از جان گذشتگی در پیروان خود كه آنها را «فدایی» می خواند ایجاد و از زهر و خنجر به عنوان دو اسلحه بر ضد مخالفانش استفاده كند و به جای تصرف شهرها، بر دژهای كوهستانی مسلط شود. با این برنامه، قلعه (دژ) الموت را در قزوین تصاحب كرد. برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهای اطراف این قلاع بود و به زودی بر 74 قلعه در سراسر ایران و شمال عراق مستولی شد .پیروانش او را «سیدنا» می خواندند. درباره كارهای او، نوشته های عطاملك جوینی ، رشیدالدین فضل اله، ابن اثیر، دكتر ایوانف و دكتر برنارد لویس Lewis دقیقتر هستند. دولت سلجوقیان از سركوب پیروان حسن صباح [صباح نام خانوادگی «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود] عاجز مانده بود. حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهدید می کرد , یكی از فدائیان را مامور می كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در كنار سر او بر زمین فرو كند و نامه ای که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سنجر به حسن صباح پیغام فرستاده بود كه دارای قلمروی پهناور و دو كرور (یك میلیون) مرد جنگی است و حسن به او پاسخ داده بود كه وی , تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهای تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و .... از نوشته های مورخان چنین بر می آید كه حسن صباح علاوه بر بنیاد گذاری اسمعیلیه ایران و هند (پاكستان) از نظر فلسفی مردی بود كه اعتقاد به زندگانی ساده داشت. به عقیده او، معاش هر كس باید از طریق كار مفید تامین شود و «فدائیان» عمدتا كشاورز بودند. وی معتقد به آزادی اجتماعی , تعاون و نیز گذشت بود. پس از هر پیروزی، از شكست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی كرد. به نوشته برخی مورخان متاخر، دشمنی او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسمعیلیه نبود، بلكه برای این هم بود كه خواجه خدمت اجنبی (تركمانان سلجوقی) را می كرد و به زبان عربی بیش از فارسی توجه داشت. در اروپا درباره حسن صباح به جای تاریخ نویسی داستان نویسی كرده اند از جمله این كه به فدائیان پیش از فرستادن به ماموریت ترور، حشیش می داد و برخی ریشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشین (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو می دانند. حال آن كه معدودی از زبانشناسان ریشه آن را در كلمه عسس (پاسبان - نگهبان - داروغه) و چند تن دیگر باز هم آن را به نام حسن صباح بسته اند كه به پیروان او در اروپا حسنین (Hassaneen) می گفتند. پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشین او «كیا بزرگ رودباری»، گروههای مشابهی در سوریه پدید آمدند و «پیرمرد كوهستان» كه درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند كسی جز «رشیدالدین سنان» نیست و ربطی به حسن صباح ندارد. قلاع اسمعیلیه در سالهای میان 1256 تا 1260 میلادی به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولی روش كار او در مبارزه ( به تعبیر تازه , نوعی تروریسم ) و فرقه اسمعیلیه باقی مانده اند. از همان زمان هر گروه و فرقه كوچك در مقابله با معارض نیرمند تر , در كنار تبلیغات خود از روش حسن صباح هم استفاده كرده است كه به زعم این گروهها روشی است در برابر دشمن یا مخالف بزرگتر و این فرقه ها همانند حسن صباح در كنار تبلیغات خود داعیه استقلال هم داشته اند.


پنجشنبه 1387/05/10

انواع اتاق های موجود در هتلها

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :گردشگری ،

اتاق یك نفره : اتاق یك نفره كه سینگل نامیده می شود . دارای یك تخت می باشد و اختصاراً با علامت SGL نشان داده می شود .

 اتاق دو نفره :  اتاق دو نفره كه دبل یا توئین نامیده می شود . دبل یعنی اتاقی كه یك تخت دو نفره به هم چسبیده دارد و توئین اتاقی است كه دو تخت مجزا دارد و اختصاراً با علامت DBL نشان داده می شود .

 اتاق سه نفره :اتاق سه نفره كه تریپل نامیده می شود . دارای 3 تخت تك نفره و یا یک تخت تک نفره و یک تخت دونفره به هم چسبیده می باشد و اختصاراً با علامت TPL نشان داده می شود .

 سوئیت  Suite: به اتاقی گفته می شود كه قسمت جلوی آن مختص پذیرایی و پشت آن اتاق خواب قرار گرفته است ، در بعضی از هتل ها قسمت پذیرایی در پایین و چند پله بالاتر اتاق خواب و حمام قرار دارد ( دوبلكس ) البته می توان در سوئیت یك آشپزخانه كوچك نیز دایر نمود .

  آپارتمان  Apartment  :عبارت است ازیك هال و پذیرایی با یک ، دو و یا سه اتاق خواب كه هر كدام دارای دو تخت است . در صورتی كه دواتاقه باشد، معمولاً یك اتاق ( دبل ) یك تخت دو نفره و اتاق دیگر توئین، دو تخت یك نفره خواهد داشت .هر آپارتمان یك حمام مشترك دارد و یك آشپزخانه كوچك.معمولاً در قسمت پذیرایی به تعدادكافی صندلی یا مبل راحتی وجود دارد.

  استودیو Studio : به اتاقهایی گفته می شود كه در بدو ورود به شكل اتاق پذیرایی دیده می شود ولی در صورتی كه مبلها یا كاناپه ها را به صورت تختخواب در آورند حكم اتاق خواب را خواهد یافت، از این رو روزها اتاق پذیرایی و شبها اتاق خواب است .البته كاناپه ها طوری ساخته شده اند كه می توان بالش و پتو و ملحفه را  داخل آن جای داد. اتاق استودیو حمام نیز دارد، استودیو می تواند آشپزخانه كوچكی نیز داشته باشد .

  كانكتد روم  Connected Room  : دو اتاق تودرتو را می گویند، هر دو اتاق به راهرو اصلی هتل راه دارد و هر كدام به تنهایی یك اتاق كامل است و حمام جداگانه ای هم دارد، این دو اتاق به وسیله یك در از وسط به هم متصل است. چنانچه یك خانواده چهار نفره ، چنین اتاقی را درخواست نماید ، بچه ها در یك اتاق و پدر و مادر در اتاق دیگر اقامت خواهند نمود ، بدون این كه درب راهرو اصلی را باز كنند، دو اتاق از درب وسط می توانند با هم در ارتباط باشند.

  كابانا  Cabana :اتاقی است هم كف، كه پنجره آن به محوطه ای باز می شود كه متصل به استخر شناست. ساكن چنین اتاقی می تواند برای تعویض لباس از اتاق مخصوص خود استفاده نماید .

  فیستا سوئیت  Fiesta Suite  : این نوع سوئیت ها معمولاً در هتل هائی قرار دارند که دارای سالن عروسی است و پس از پایان مجلس عروسی ، برای استراحت و خواب در اختیار عروس و داماد قرار می گیرد . معمولاً مخارج این سوئیت قبلاً جزو هزینه های مجلس عروسی منظور گردیده و حساب جداگانه ای ندارد .

اتاقهای دیگری هم در هتلها و متلها وجود دارند كه بنا به علاقه وتمایل مسافران دراختیار آنان گذاشته می شود


پنجشنبه 1387/05/10

ابوریحان بیرونی

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند بزرگ و ریاضی دان، ستاره‌شناس و تاریخ نگار سده چهارم و پنجم هجری ایران است و بعضی از پژوهندگان او را از بزرگ‌ترین فیلسوفان مشرق‌زمین می‌دانند.

او در ۳۶۲ هچری قمری در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمده بود و زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود بعدا به «بیرونی» تجدید نام داده شده است. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بوده است و برخی درگذشت او را در ۴۴۰ هجری قمری می‌دانند.

 تألیفات بیرونی به زبان عربی، یعنی زبان علمی و همه‌کس‌فهم عالم اسلام و ایران بوده است، مگر ترجمهٔ «التفهیم» که خود , آن را از عربی به فارسی برگردانیده است (یا احتمالاً برعکس).

بیرونی دقت و اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی بود، لیکن او در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی آن روش که به وسیله کندی و فارابی و نظایر آنان تحکیم و تدوین شده بود نبود بلکه به عقاید ویژه و روش جداگانه و ایرادات خود بر ارسطو ممتاز است، وی همچنین از آثار فلسفی هندوان کتبی چون «شامل» را به عربی ترجمه نمود.

دانشنامه علوم چاپ مسکو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده اند.

 بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.

در زمان بیرونی، سامانیان بر شمال شرقی ایران شامل خراسان بزرگ‌تر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت می‌کردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیکران در این راه اهتمام داشتند.

 بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود مدتی نیز در گرگان تحت حمایت مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به تحقیق پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش‌های علمی خود ادامه داد.

 با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسائل کافی برای تحقیق در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه‌ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید. بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم تسلط داشت کتب و رسالات متعدد که شمار انها را زائد بر 146 گزارش کرده‌اند نوشت که جمع سطور انها بالغ بر 13هزار است.

مهم‌ترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن.

بیرونی کتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.

بیرونی معاصر بوعلی سینا بود که در اصفهان می‌نشست و باهم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند. بیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز قسمتی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند تحقیق کند که محصول این تحقیق، کتاب «هندشناسی» اوست.

 دیگر آثار وی می توان به كتاب الصیدنه فی الطب اشاره كرد كه كتابی است در باره گیاهان دارویی و توسط استاد عباس زریاب خویی تصحیح گردیده است.

 

 


دوشنبه 1387/03/6

درفش کاویانی برترین پرچم جهان

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

 

برتریهای درفش کاویان:

 

این پرچم از دل توده های مردم بیرون آمده و از یک پیش بند چرمی آهنگری دلاورکه برای در هم کوبیدن بیدادگران به پا خواست فراهم آمده

این پرچم مردمی است وبه دست مردم ساده کوچه وخیابان درست شده ونه به دست حاکمان

این پرچم کهن ترین پرچم جهان میباشد

 

درفش کاویانی چگونه بر پا شد؟

 

فردوسی توسی میگوید:

پس از آنکه کاوه آهنگر در درگاه ضحاک ماردوش بر بزرگان بیخرد پیرامون ضحاک میتازد ونامه ای که آنها برای این خوانخوار دستینه(امضا) کرده واو را مردی نیکوکار ونیک سرشت ومردمدار شناسانده بودند از هم میدرد همراه فرزندش از بارگاه ضحاک بیرون میرود وبه میان توده های به خشم آمده مردم میدود وبا پاره کردن پیش بند چرمین خود و بر نیزه کردن آن پیکاری سهمگین ودشمن کوب را پی میریزد.

کاوه به سوی فریدون میشتابد وبه یاری مردم او را پادشاه ایران زمین میخوانند.

از این رو فریدون با رایزنی مردم درفش کاویانی را که به جنبش درآورنده مردم پرخروش بود را غوطه ور زر وسیم وگوهر تابناک میکند

از آن پس هر پادشاهی که به تخت مینشیند وتاج شاهی بر سر مینهد بر آن سوگند یاد میکند وبر آن گوهری میافشاند

 

تاریخ نویسان درباره درفش کاویانی چه مینویسند؟

 

 

تاریخ تبری آن را از پوست شیر دانسته وآراسته به زیب وزیور

مسعودی در مروج الذهب آن را از پوست پلنگ دانسته که بر چوبهای بلند می آویختند

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه مینویسد که کاوه به پیکار ضحاک به پا خواست وپوستی را که گروهی آن را از خرس وگروهی ودسته ای از پوست شیر میدانند بر نیزه کرد.آنگاه آنرا درفش کابیان خواندند که پس از آن پی در پی به زر وزیور وگوهرهای ناب فراوان آراسته وپیراسته شد

استاد اسکارمن میگوید از سنجش تخته سنگ کنده کاری شده پمپیی-سکه های دودمان فرته کاره و شاهنامه فردوسی چنین بر می آید درفش کاویانی تکه چرمی چهار گوش بر بالای نیزه ای آویخته ونوک نیزه که از پشت آن به سوی بالا نمودار بوده است. روی این چرم آراسته به پرنیان و ابریشم وگوهرهای ناب ستاره ای میدرخشیده.این درفش چها پره داشته که در هسته آن دایره کوچکی دیده میشود ودر بالای آن نیز همین دایره به چشم میخورد.رشته های آویزان شده به بخش زیرین چرم چهار گوش به سه رنگ سرخ وزرد وبنفش آراسته بودند

از آن پس این درفش در نبردهای ارتش ایران نیرو دهنده به سربازان ودلاوران ما بود.سرنوشت ایرانیان در هرجنگی وابسته به درفش کاویانی بوده.به گونه ای که اگر از دست می افتاده یا سرنگون میشد شکست بی چون وچرا بود.

از این رو همیشه سرداران سپاه وبه ویژه نخست فرمانده که سپهسالار نام داشت آن را بر دوش میگرفت وپیشاپیش ارتش پیش میرفت.

 

بلعمی) ترجمه تاریخ تبری-رویه 29 و30)مینویسد:

فریدون هر جا میرفت وجنگ میکرد این علم را پیش روی خود میداشت وپیروز میشد.

در جنگها همیشه دشمنان کوشش میکردند تادرفش کاویانی را به چنگ آورند ویا سرنگون کنند تا بتوانند ایرانیان را شکست دهند.

در جنگها برگزیده ترین ودلیر ترین سربازان همچون نگینی دور وبر وپیرامون سپهسالارارتش را برای نگهبانی از درفش کاویانی چنبر میزدند واز آن پاسداری میکردند

 

 

سرنگونی درفش کاویانی به دست تازیان:

 

درفش کاویان که نماد فر وشکوه وسربلندی وبزرگی ایران بود بدبختانه درهزار چهارصد سال پیش در تازش تازیان(اعراب ( به ایران از دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ایران به زمین افتاد ودیگر برافراشته نشد

درباره سرنگونی درفش کاویانی بلعمی(ترجمه تاریخ تبری رویه 30) مینویسد:چون مسلمانان خزینه ملوک عجم غارت کردند آن درفش پیش عمربن خطاب بماند.پس بفرمود آن گوهرها بگشادند وآن پوست بسوختند

تبری در تاریخ تبری رویه 1600 تا 1603 پوشینه چهارم مینویسد که در جنگ قادسیه عمربن خطاب درفش کاویانی رااز ایرانیان به پرده (تاراج) گرفت ودیگر تازیان آنرا به سی هزار درهم خریدند تا پاره پاره کنندوبه فروش برسانند

 


دوشنبه 1387/02/23

خدایان یونان

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :جهانگردی ،

خدایان یونان

رئیس خدایان یونانی

 Zeus

رب النوع باد ـــ پادشاه تسالی یونانی

Aeolus

رب النوع رودخانه ها

 Alpheus

خداب آفتاب و زیبایی و شعر و موسیقی

 Apollo

خدای جنگ

 Ares

الهه شکار

 Artemis

خدای طب

Asclepus

خدای عقل و زیبایی

 Athena

رب النوع شراب و باده

 Bacchus

خدای عشق که به صورت کودک برهنه مجسم شده

 Cupid

خدایی که دارای قدرت خارق العاده بوده

Demon,Daemon, Daimon

الهه زراعت و حاصلخیزی

 Demeter

خدای شراب و میگساری و زراعت

 Dionysus

الهه سحر و جادو و عالم اسفل

 Hecate

خدای آتش و فلزکاری

Hepheastus 

خدای بازرگانی و سخنوری ــ همان مرکور

 Hermes

الهه اجاق خانوادگی و شهرها

 Hestia

خدای عروسی و نکاح

 Hymen

الهه شعر و تراژدی

 Melpomene

الهه خواب

Merpheus 

الهه پیروزی

 Nike

الهه اقیانوس ــ خدای دریا

 Oceanus

خدای عالم اسفل ـــ همان افلاطون

 Pluto

خدای دریا

 Poseidon

خدای دریا که اشکال مختلف به خود می گرفته

 Porteus

خدای بذرکاری

 Satrun

خدای جنگل

 Silenus

خدای خورشید 

Thetis

 


شنبه 1387/01/31

پنجره های خونه ی شوهر

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :عمومی ،

  

_  چرا نامزدیشونو به هم زدن ؟ اینا که خیلی همدیگرو میخواستن!!!

  آره.. اما میگن انگار جهاز دختره کامل نبوده    

 

_  وا... خانواده ی دختره که پول شون از پارو بالا میرفت!

  درسته.. اما انگار دختره واسه پنجره های خونه ی شوهرش چیزی نداشته!

 

جلوی دوتا جنس مخالف رو که بگیری رابطه شون به محض به هم رسیدن تبدیل میشه به زیاده روی! حرص! ولع! یعنی آدمی که همیشه آب دم ِ دستشه، فقط تشنگی ش رو رفع میکنه اما آدمی که چندوقت آب ندیده اینقدر میخوره که می رسه به مرز ترکیدن!

 

 اینطور نیست؟

پس چرا اینقدر چماق؟ اینقدر در ِ بسته؟ اینقدر سانسور؟ اینقدر حرف مردم؟ اینقدر سدّ و مانع؟ اینقدر دست و پاهای مِهر شده؟ اینقدر پرده های دوخته شده؟ اینقدر دستمال های رنگی؟ اینقدر قربانی های ناموس؟

چرا اینقدر جنگ با طبیعت؟

می ایستد مقابل دیواری آشنا؛

              آنجا که آید از دل هر ذره بوی یار...

              در تنگنای سینه و دل خسته می تپد

                                                         مشتاق و بی قرار

........

برداشتی آزاد از وبلاگ مرسده

 

 

 


این هم غرفه من

__._,_.___


سه شنبه 1386/10/4

عشق

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تصاویر دیدنی  ،


شنبه 1386/09/10

چرا باید به ایران افتخار كنیم ؟

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :اطلاعات عمومی  ،

چرا باید به ایران افتخار كنیم ؟

 

آیا میدانید : اولین مردمانی كه سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع كرد ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه اسب را به جهان هدیه كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه حیوانات خانگی را تربیت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه مس را كشف كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه آتش را در جهان كشف كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند ایرانیان بودند در شهر سیلك در اطراف كاشان .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشاورزی را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یكی از پادشاهان زن ایرانی.
آیا میدانید : اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه شیشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ایراینان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه مقیاس سنجش اجسام را كشف كردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : اولین مردمانی كه به كرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید : كلمه شاهراه از راهی كه كورش کبیر بین سارد پایتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آیا میدانید : كورش كبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام كورپولیس كه خجند امروزی نام دارد .
آیا میدانید : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری كرد .
آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط كورش كبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .
آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری كه كورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .
آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و كشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را كورش كبیر در ایران پایه گذاری كرد .
آیا میدانید : كمبوجبه فرزند كورش بدلیل كشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر یك نقاشی دیواری وجود دارد كه كمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نكرد و بی احترامی به آنان ننمود .
آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داریك ( طلا ) و سیكو ) نقره
(
را در اختیار مردم قرار داد كه بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
.
آیا میدانید : داریوش كبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت كاملا رایگان بنیان گذاشت كه به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند كه به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی كرد كه بعدها خط پهلوی نام گرفت . ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید (
آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندین تن از معماران مصری بروی كاغد آورد
.
آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را كه در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چین میرفت كه بعدها جاده ابریشم نام گرفت .
آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش كبیر به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترین كاخ آسیا شبیه سازی شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپولیس 3 سال طول كشید و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجامید .
آیا میدانید : داریوش برای ساخت كاخ پرسپولیس كه نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز یكبار یك سكه طلا ( داریك ) می داده و به هر خانواده از كارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یكبار استراحت داشتند .
آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت كاخ به كارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است كه به گفته مورخان گران ترین كاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است كه در همان زمان در مصر كارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است .
آیا میدانید : تقویم كنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج كرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی كه یكی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است .
آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع كنند .
آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد .
آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد .
آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان كه جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد .
آیا میدانید : فیثاغورث كه بدلایل مذهبی از كشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش كبیر دارای یك زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد .
آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش كبیر 242 حكمران بر علیه او شورش كرده بودند و او پادشاهی بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت .
***
داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم .. ***


یاد آنان گرامی . شاید ما ذره ای میهن پرستی را از آنان بیاموزیم.

 


شنبه 1386/09/10

پایتخت‌های ایران

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

پایتخت‌های ایران

ماد:

هگمتانه (همدان)

هخامنشیان:

شوش | پاسارگاد

اشکانیان:

دامغان | اشک‌آباد | تیسفون

ساسانیان:

تیسفون

طاهریان:

بخارا | نیشابور | مرو

صفاریان:

زرنج

سامانیان:

بخارا

علویان:

طبرستان

زیاریان:

اصفهان

بوییان:

همدان | ری | شیراز

غزنویان:

غزنین

سلجوقیان:

نیشابور | اصفهان

خوارزمشاهیان:

سمرقند | گرگانج

ایلخانیان:

مراغه | تبریز

تیموریان:

سمرقند | هرات

صفویان:

اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری

افشاریان:

مشهد

زندیان:

شیراز | کرمان

قاجاریان:

ساری | تهران

پهلوی:

تهران


جمعه 1386/03/11

زیگورات چغازنبیل

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :ایرانگردی و ایران شناسی ،

 

  

بنای هرمی شکل که به عنوان پرستشگاه و آرامگاه و ...استفاده میشد.
معنای تحت اللفظی واژه زیگورات صعود به منتهی الیه است.

شاید بزرگترین زیگوراتها بنای عیلامی است که درچغازنبیل قرار دارد.
این کهن ترین اثر ایرانی که ابعاد و خصوصیات خیره کننده ای دارد با اهرام مصر برابری میکند.

ویژگی ها: سال پیش از میلاد 1250
از5 برج متحدالمرکز و مختلف الارتفاع تشکیل شده
ارتفاع کلی 50 متر
طول ضلع مربع قاعده آن 104 متر
ابعاد درونی ترین برج:طول 35 متر و ارتفاع 49 متر

 

 زیگورات چغازنبیل كه از بزرگترین بناهای باستانی ایران به شمار می‌رود، به تمامی از خشت و آجر در زمینی به مساحت 11000 متر مربع و در 5 طبقه ساخته شده و ارتفاع آن در زمان آبادانی به قریب 50 متر و سطح زیربنای آن به 25000 متر مربع می‌رسیده است. هم اكنون نیمی از ارتفاع این بنا از بین رفته است. آخرین طبقه آن به خدای ایشوشینک تعلق داشته است .

 

سر درهای مجلل و راه پله های متعددکه منتهی به طبقات فوقانی معبد می شود .

جالب ترین شیء بدست آمده از حفریات اخیر چغازنبیل ,مجسمه گاو لعابداری است که در کمال ظرافت و مهارت ساخته شده است که برروی آن کتیبه ای به خط ایلامی در چند ردیف نوشته شده است .

 اکنون این مجسمه در موزه ایران باستان نگهداری می شود.

زیگورات چغازنبیل یكی از مهم‌ترین بناهای به جای مانده از حكومت ایلامیان است كه  200سال پیش به دستور انتاش‌گال پادشاه ایلامی ساخته شده است.

 

این محوطه یكی از منحصر به فرد‌ترین محوطه‌های باستانی در جهان محسوب می شود که در سالل1357 در فهرست آثار جهانی یونسكو به ثبت رسیده است

زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله 40 كیلومتری جنوب شرقی شوش و 20 كیلومتری هفت‌تپه و در نزدیكی كرانه غربی رود دز جای گرفته است

 


جمعه 1386/03/11

حاجی فیروز

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :آداب و رسوم ،

نوروز و حاجی فیروز اصلا فرعی نیستند، خیلی هم اصلی اند. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج كنند...
عمو نوروز نماد كسی است كه بركت می دهد، حالا شاه یا هر كس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری كه زمینش مذكر است، معمولا زن و زمین یكی هستند. الهه كه عاشق شاه است، او را انتخاب می كند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند

دیدار زن و عمو نوروز اتفاق نمی افتد. زن هیچوقت در زمان عمو نوروز بیدار نیست، آن قدر خانه را روفته و روبیده و كار كرده كه خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و این سفر همیشه ادامه دارد.

 اما داستان حاجی فیروز بسیار جدی تر و مهم تر است. مرحوم مهرداد بهار حدس زده بود كه سیاهی صورت حاجی فیروز باید مربوط به بازگشت او از دنیای مردگان باشد. ظاهرا داستان از این قرار است كه “ایشتر” كه همان الهه تموز است شاه دوموزی- را برمی گزیند

یك روز الهه به زیرزمین می رود و با ورود الهه به زیرزمین، در روی زمین باروری متوقف میشود. نه دیگر درختی سبز می شود و نه دیگر گیاهی هست. خدایان كه از ایستایی جهان ناراحت بودند، برای پیدا كردن راه حل جلسه میكنند و قرار میشود كه نیمی از سال را «دوموزی» به زیر زمین برود و نیم دیگر سال را خواهر دوموزی كه «گشتی ننه» نام دارد، به جای برادر به زیرزمین برود

وقتی دوموزی به روی زمین می آید، بهار میشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دلیل آمدن اوست. وقتی دوموزی را به زیرزمین میفرستند، لباس قرمز تنش میكنند و دایره، دنبك، ساز و نی لبك دستش می دهند و این یعنی خود حاجی فیروز. صورت سیاهش هم مربوط به بازگشت از دنیای مردگان است و این شادمانی ها برای بازگشت دوموزی از زیرزمین است. همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم.

دکتر کتایون مزداپور استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس گفته است زنده یاد دکتر مهرداد بهار سالها پیش حدس زده بود سیاهی صورت حاجی فیروز به دلیل بازگشت او از سرزمین مردگان است و اخیرا خانم شیداجلیلوند که روی لوح اکدی فرود ایشتر به زمین کار می کرد، به نکته تازه ای پی برد که حدس دکتر بهار و ارتباط داستان بنیادین ازدواج مقدس با نوروز و حاجی فیروز را تایید می کند

دکتر مزداپور می گوید:" نوروز جشنی مربوط به پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است.

 تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند." دکتر صنعتی زاده این الهه را "ننه" یا "ننه خاتون" نام داده، معادل سومری آن "نانای" و معادل بابلی و ایرانی آن "ایشتر" و " آناهیتا" است.

تا آنجا که می دانیم این الهه خدای جنگ، آفرینندگی و باروری است. دکتر مزداپور داستان این ازدواج نمادین و اسطوره ای را که بنیادی ترین نماد نوروز است چنین شرح داد:" اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق 'دوموزی' یا 'تموز' می شود( نام دوموزی در کتاب مقدس تموز است) و او را برای ازدواج انتخاب می کند."

تموز یا دوموزی در این داستان نماد شاه است.

الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود. علت این تصمیم را نمی دانیم. شاید خودش الهه زیرزمین هم هست.

 خواهری دارد که شاید خود او باشد که در زیرزمین زندگی می کند. اینانا تمام زیورآلاتش را به همراه می برد.

 او باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد.

خواهری که فرمانروای زیرزمین است، بسیار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگیرند. در آخرین طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و فقط استخوان هایش باقی می ماند.

از آن طرف روی تمام زمین باروری متوقف می شود.

نه درختی سبز می شود، نه گیاهی هست و نه زندگی. و هیچکس نیست که برای معبد خدایان فدیه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند

الهه که پیش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصیت کرده بود که چه باید بکند.

 به پیشنهاد وزیر خدایان موافقت می کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود.

 در روی زمین فقط یک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشید؛ و او دوموزی شوهر الهه بود.

 به همین دلیل خدایان مقرر می کنند. نیمی از سال را او و نیمه دیگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد.

دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زیرزمین می فرستند.

شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است

 


دوشنبه 1386/02/10

بزرگترین دژ آجری ایران

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تصاویر دیدنی  ،

در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت های سرسبز قلعه رودخان بزرگ ترین دژ آجری کشورقرار دارد، مدت‌ها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است. مساحت قلعه در حدود 50 هزار متر مربع و در ارتفاع 600 متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است65 برج و بارو و دیواری به طول 1500 متر دارد. رطوبت بیش از حد هوا باعث رویش گیاه در لابه‌لای دیوارهای قلعه و پوسیدگی آنها شده، اما با این حال در مقایسه با قلعه‌های دیگر، رودخان سالم مانده است. 
 
برخی بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان یعنی قبل از اسلام نسبت داده‌اند. قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است. برای رسیدن به این قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می‌رسیم که از این روستا تا خود قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که شامل مسیری زیبا همراه با رودخانه‌ای کوچک می‌باشد.

 
Click Here For Get More Mail From Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail 
 Group
 
Click Here For Get More Mail
 Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group

 


دوشنبه 1386/02/10

ایرانیان از زبان دیگران

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

سلام به همه آزاداندیشان عالم و بویژه هموطنان خوبم 

فیلم 300 احساسات ملی ایرانیان رو در سراسر جهان برانگیخته.

چیزی که مسلمه اینه که ما هیچگونه مدرک و یا سند مکتوب و یا حتی پیکره و نقش نگاره در منابع ایرانی راجع این جنگ نداریم و هر چیزی که گفته میشه تنها و تنها از منابع یونانی نشعات می گیره که دستپخت تعصب و غلو و روحیه سلطه جویی آنهاست و الان هم که اینقدر دنیای غرب این جنگ یا مثلا جنگ اسکندر رو با آب و تاب دامن می زنند از این جهت هست که اونها ادعا دارند جانشین تمدن های یونان و رم هستند و با ساختن و تکرار داستان این جنگ ها و رویدادهای مشابه مثلا تلویحا می خوان ادعای یکه تازی و شماره یک بودن خودشون رو به رخ بکشن...

 اما حقیقت چیه؟ نقاط تاریک بسیاری این بین وجود داره که بسیاری از روشنفکران غربی نوشته های یونانیان که در تاریخ به دروغگویی شهره هستند(کوروش کبیر در گفته ای دروغگویی ایشان رو بهشون گوشزد می کنه) رو مورد تردید قرار دادن و نوشته های هرودوت رو در این زمینه تصویر سازی خیالی عنوان کردن (همچون ه_لمب نویسنده امریکایی)

چنانچه بعد از بازگشت سرداران ایرانی، ترفیع مقام آنها رو ما شاهدیم؛ آیا برای شکست در جنگ شاهنشاه ایران کسی رو تشویق می کنه؟ ما در تاریخ می بینیم که از آن پس از پادشاهان دولت شهرهای یونانی لباس ایرانیان رو به تن می کنند؛ آیا چون ایرانیان عاری از تمدن رو شکست دادند اینگونه رفتار می کنند؟

من اینجا فقط از منابع خود غربی ها استفاده می کنم و تنها از محققین بنام و شناخته شده غرب نقل قول می کنم:

ا.ت.امستد ص 151:

"ما امریکاییان وقتی تاریخ ایران و یونان را می خوانیم طبیعتا طرف یونان را می گیریم و کاملا فراموش می کنیم که ما خودمان نیز مدتها از مرحله میتینگ های شهری، مرحله ای که در آن ما هم خیلی مانند آتنی ها امور خود را اداره می کردیم، گذشته و به صورت یک امپراطوری مقتدر جهانی که مشکلاتش شبیه به مشکلات ایرانیان است درآمده ایم."

کونت دوگوبینو ج 1 ص 68_69 :

" داریوش سازمان محکمی به وجود آورد... باید تا زمان پرنسیپاهای روم صبر کرد تا مشخصاتی شبیه به آن چه از جهت تمرکز قوا و چه از جهت وسایل نیل به آن، دوباره دیده شود. آنچه روم تا زمان اگوست نداشت یک رشد فکری بود که در ارزش با آنچه باعث پیدایش آیین مزدا و نهضت فلسفی و هنری ایام باستان شد شبیه باشد، تمام آنچه یونانیان یاد گرفتند... در زمان داریوش مرکز و نمونه اش در آسیای باختری بود. ولی در زمان سلطنت آنتونن ها که آنهمه درباره اش صحبت می شود، این ملایمت دائم بود که در اداره ملل به کار می رفت و داریوش آن همه همیشه نسبت به آن وفادار ماند."

ا.یو.پوپ:

"یک عده مورخ لایق و طرف اعتماد معتقدند که در ماراتن تمدن مغرب نجات نیافت چنانچه ما را واداشته اند در این سالهای دراز بخوانیم، بلکه عملا شاید رویهمرفته برای یونان و بشر (ماراتن) شوم بوده است..."

سقراط ؛ حکمت سقراط به قلم افلاطون ص23:

"اگر تو(ای یونانی) بخواهی نیاکان خود را در برابر اردشیر پسر خشایارشا نمایش دهی اندیشه کن که چون خود را آلت استهزای او خواهی ساخت. پس برحذر باش که از جهت اصل و نسب پست تر از آنان خواهیم بود."

و.دورانت ج 1 ص 378:

"این یک گواه اخلاق ایرانیان است که اگر چه هرکس می توانسته یونانیان را برای جنگ بر علیه یونانیان دیگر اجیر کند بسیار نادر بود که بشود یک نفر ایرانی را برای جنگ با ایرانیان دیگر استخدام کرد."

و.دورانت ج 1 ص 356:

" ایرانیان ظاهرا زیباترین مردم خاورمیانه قدیم بودند. بناهای قدیم آنانرا با اندامی افراشته و قوی نشان می دهد که کوهستانها آنانرا مقاوم و در عین حال تمو٠لشان آنانرا ظریف ساخته است. اجزا بدنشان یک تقارن دلپسند دارد. دماغشان تقریبا به استقامت دماغ یونانیان است و یک نوع شرافت در وجنات و حرکاتشان دیده می شود... از ادب دور می دانستند که بیش از صورتشان را نشان دهند. مردان و زنانشان مواد زیبا کننده زیاد به کار می بردند. از روغن ها برای بهتر کردن ترکیب پوست و از رنگ ها برای آنکه مژگانشان درازتر و چشمانشان بر٠اق تر بشود استفاده می نمودند... ایرانیان عطرشناس بودند و مردم باستان آنانرا مخترع روغن های تزیینی می دانستند."

و.دورانت ج 1 ص 276:

"ایرانیان زادروز خود را بیش از هر روز دیگر محترم می دارند و در آن روز جشن مفصلی می گیرند... ایرانیان بعد از خودشان به همسایگان خود احترام می گذارند ...برای یک گناه حتی شاه کسی را محکوم به مرگ نمی کند... به آب های جاری احترام زیاد می گذارند، در آن کثافت نمی ریزند..."

ر.گروسه ص 113:

"ایرانیان چنانچه در آغاز تاریخ دیده می شود بدون تردید یکی از شریف ترین نژاد های دنیای باستانند. شرافتمندی و اخلاق انسانی و مردانه آنان شخص را از وحشیگری های بیرحمانه و مفاسد آشوری ها و بابلی ها و مردم کارتاژ می رهاند. از روزی که ایرانیان پا به صحنه تاریخ می گذارند مانند آن است که حس می کنیم آنان مردمی از نژاد خود ما هستند."

آ.هرتسفلد ج 1 ص 56:

"دویست سال صلحی که امپراطوری ایران به جهانیان بخشید باعث یک پیشرفت بی نظیر در رشد فکری بشر شد."

ر.گیرشمن ص 26:

"ایرانیان نخستین مردمی بودند که امپراطوری جهانی ایجاد کردند ... در طول مدتی بیش از دو قرن قطب حیات سیاسی شاه بزرگ ایران بود."

در عقیده ایرانیان باستان زن چنان ارزشمند بود و جایگاه رفیعی داشت که تنها مکان محمل فر ایزدی رو وجود زن می دانستند و به این جهت بوده که کسی می توانسته شاه بشه که باید مادرش شاهزاده می بوده و این اصل بوده و در معتقداتشون عالیترین عروج ها رو برای زن قرار می دادند و تا زمانی که شاهی به بزرگسالی برسه مادر نیابت سلطنت رو به عهده داشته و در ساخت بنای تخت جمشید کارفرمایان زن فعال بودند.

به امید روزی که شاهد آبادانی ایران عزیزمون باشیم و مجد و عظمت شایسته اش رو دریابیم

 


پنجشنبه 1386/01/30

ای ایران

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :موسیقی  ،

ای ایران،

 

 یکی از معروف‌ترین سرودهای ملی گرایانه‌ی ایرانی است.

 

این سرود در ۲۷ مهر ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری فعلی بوجود آمد.

شعر این سرود توسط حسین گل‌گلاب همزمان با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم ساخته شد و روح‌الله خالقی آهنگی در آواز دشتی بر روی این شعر قرار داد. پس از نخستین اجرای این سرود در ارکستر انجمن موسیقی ملی در سینما تهران در خیابان استانبول، از رادیو ایران نیز پخش شد.

در اجرای اول این سرود به شکل کُر خوانده شد ولی بعد از آن غلامحسین بنان و اسفندیار قره‌باغی آن را به شکل تک‌خوانی نیز اجرا کردند. از آن زمان تا کنون به دلیل محبوبیت فراوان، خوانندگان و گروه‌های موسیقی متعددی این سرود را اجرا کرده‌اند.

از ویژگیهای این سرود این است که در آن هیچ کلمه غیر فارسی و حتی عربی به کار نرفته است.

این سرود هم در زمان حکومت پهلوی و همچنین در حکومت جمهوری اسلامی ایران، از صدا و سیمای ایران پخش شده است.

برخلاف بعضی تصورات، این سرود تاکنون سرود ملی رسمی ایران نبوده است. در سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی ایران این سرود مدت کوتاهی به عنوان سرود ملی از رادیو و تلوزیون پخش شد ولی پس از آن که با مخالفت گرایش‌های ضد ملی‌گرا مواجه شد و مدتها از رسانه‌های ملی ایران پخش نمی‌شد.

اما در سالهای اخیر هر از چند گاهی در مناسبت‌های مختلف این سرود از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌است.

این سرود موضوع اصلی فیلمی از ناصر تقوایی به همین نامِ ای ایران نیز بوده است. در این فیلم حسین سرشار نقش معلمی را ایفا می‌کند که سعی در آموختن این سرود به دانش‌آموزان خود دارد.

 

 

 

 

شعر سرود ای ایران

ای ایران ای مرز پرگُهر

     

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بَدان

     

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ ای من آهنم

     

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

     

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

     

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در٠ و گوهر است

     

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کِی برون کنم

     

بَرگو بی مهرِ تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست

     

نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

     

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

     

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خر٠م بهشت من

     

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

     

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم

     

مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه‌ام

     

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

     

پاینده باد خاک ایران ما

 

 


پنجشنبه 1386/01/30

گروه ۹۹

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :ادبی ،

پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می‌کرد ، باز هم از زندگی خود راضی نبود . اما خود نیز علت را نمی‌دانست . روزی پادشاه در کاخ قدم می‌زد . هنگامی که از آشپزخانه عبور می‌کرد ، صدای ترانه‌ای را شنید . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‌شد . پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید : چرا این‌قدر شاد هستی ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط یک آشپز هستم ، تلاش می‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم ، ما خانه‌ای حصیری تهیه کرده‌ایم و به اندازه‌ی کافی خوراک و پوشاک داریم ، بدین سبب من راضی و خوشحال هستم ..

پس از شنیدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست‌وزیر در این مورد صحبت کرد . نخست‌وزیر به پادشاه گفت : قربان ، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست . اگر او به این گروه نپیوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است .. پادشاه با تعجب پرسید : گروه ۹۹ چیست ؟

نخست‌وزیر جواب داد : اگر می‌خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست ، باید کاری انجام دهید ، یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا جلوی در خانه‌ی آشپز بگذارید ، به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست .

پادشاه بر اساس حرفهای نخست‌وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا را جلوی در خانه‌ی آشپز قرار دهند . آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و جلوی در کیسه را دید . با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد . با دیدن سکه‌های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت . آشپز سکه‌های طلایی را روی میز گذاشت و آن‌ها را شمرد۹۹ سکه ؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است . بارها طلاها را شمرد . ولی واقعا ۹۹ سکه بود . او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست . فکر کرد که یک سکه‌ی دیگر کجاست ؟

شروع به جستجوی سکه‌ی صدم کرد .. اتاق‌ها و تا حیاط را زیر و رو کرد . اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد . آشپز بسیار دل‌شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه‌ی طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یک صد سکه‌ی طلا برساند .

آن شب تا دیروقت کار کرد . به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا او را بیدار نکرده‌اند . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‌خواند . او فقط تا حد توان کار می‌کرد . پادشاه نمی‌دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست‌وزیر پرسید .

نخست‌وزیر جواب داد : قربان ، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه ۹۹ درآمده است . اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند ، آنان زیاد دارند اما راضی نیستند ، تا آخرین حد توان کار می‌کنند تا بیشتر به دست آورند ، می‌خواهند هر چه زودتر یک ‌صد سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی‌ها و دردهای آن‌هاست . آن‌ها به همین سادگی شادی و رضایت را از دست می‌دهند و اعضای گروه ۹۹ نامیده می‌شوند .

 امیدوارم تو هیچ وقت جزئ گروه ۹۹ نشوی!!

 


یکشنبه 1386/01/26

از این آیت الله تا آن آیت الله

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :فرهنگی ،

از این آیت الله تا آن آیت الله

این متن را به دور از تعصب بخوانید . چرا که اگر ما هم مثل برخی متعصب ها و خشک مذهب ها ، بخواهیم تعصب به خرج دهیم ، دیگر بین ما و آن ها ، چه تفاوتی هست ؟

***

بزرگ ترین جفایی که سیستم حاکم امروز می کند ، جفایی ست که در حق خودش و روحانیت شیعه می کند .

تاریخ ایران ، پُر است از انسان های زاهد و پارسایی که در طول حیاط « اسلام شیعی » زنده گی کردند و آن قدر بزرگ بودند که در ظرف فهم مردم زمان خویش ، نگنجیدند و اتفاقا عَبا و عِمامه داشتند .

***

آن چه که شما امروز ، تحت عنوان « شیخ » ، « ملا » ، « آخوند » یا « روحانی » می بینید ، پیش از این آن قدر بزرگ و با اهمیت بود ، که برای چنین القابی ، باید سال ها تجربه ی تحصیل و تدریس علمی یدک می کشیدند تا به چنین مدارجی ، دست می یافتند .

مثلا « مُلا » به هر کسی گفته نمی شد . کسانی لقب « مُلا » را داشتند که در علم و حکمت ، فلسفه و اندیشه ، و علوم عقلی و نقلی ، لنگه نداشتند . کسانی چون « ملا محسن فیض کاشانی » ، « ملا علی خار کــَن » ، « حاج ملا هادی سبزواری » ، و بسیاری از بزرگان دیگر .

***

همین « ملا علی خار کــَن » ، در زمان نادر شاه ، آیت الله العظما بود . و مرجع تقلید حساب می شد . و روش زنده گی اش با آیات عظام امروز ، زمین تا آسمان فرق داشت .

« ملا علی » با این که پول خمس و زکات و ... ملت را می گرفت ، ولی برای امرار معاشش ، از بیابان ، خار می کند و می فروخت . زن و بچه اش هم به همین زنده گی ؛ خو کرده بودند .

***

« آیت الله میرزا ابوالحسن اصفهانی » مرجع تقلید شیعیان بود ؛ در زمان رضا شاه . یک روز داشت از حیاط خانه اش رد می شد . رو به روی در اتاقی که پول کفاره ، خمس ، فطریه و کلا ً پرداخت های شرعی مردم در آن انبار می شد ، دخترش نشسته بود سر حوض و لباس چـِرک های پدر را می شست .

وقتی دخترک ، پدرش را دید ، گلایه کرد :

ـ « آقا جان ! یک سال است دارم مدام می گویم چادرم پاره و کهنه شده . هی شما می گویید پول ندارم . پول ندارم . دیگر امروز به امان آمده ام . آخر این اتاق بغل حیاط از زمین تا سقف اش پول ریخته . این همه پول ! ... پنج قران سهم ما نمی شود که یک چادر بخریم ؟ »

میرزا ابوالحسن ، به سطل ِآب چرک اشاره می کند و می پرسد :

ـ « دختر جان ! یک جرعه از این آب می خوری ؟ »

دختر ، با چندش به آب های کثیف نگاه می کند و می گوید :

ـ « محال است ! »

میرزا ، به دخترش جوابی می دهد ، که ای کاش همه ی آخوندهای ایران آن را می شنیدند ! می گوید :

ـ « تو حاضر نیستی یک جرعه از پسمانده ی آب ِچرکِ لباس ِپدرت را بخوری ، چه طور توقع داری من از پسمانده ی پول ِچرکِ مردم بخورم ؟ »

***

از همین دست است ، « ملا مهدی نراقی » که در زمان ناصرالدین شاه زنده گی می کرد و آن قدر فقیر بود که ماه ها می آمد و می رفت ، ولی لب به برنج و گوشت نمی زد . اما مخزن علم و معرفت بود .

***

همه ی این علما و فضلا ، آدم های بسیار روشن فکر و دانا و البته اهل حالی هم بودند . فکر نکنید که مثلا کسی مثل « آیت الله میرزا حبیب خراسانی » [ که مسلما همشهری های مشهدی من او را می شناسند و از اکابر فقه شیعی ست ] از آن متعصبینی بوده که نه موسیقی گوش می کرده و نه اهل تفریح و شادی بوده . اصلا و ابدا .

شصت ـ هفتاد سال پیش ، همین « آیت الله میرزا حبیب خراسانی » وقتی قبل از عید نوروز ، یک عده مُطرب [ نوازنده ] پیش اش می آیند که از نوازنده گی ، توبه کنند [ چون فکر می کردند در اسلام ، موسیقی حرام است ] میرزا به آن ها می گوید :

ـ « بروید ! بروید بعد از بهار بیایید ! »

مطرب ها که می روند ، یکی دونفری که آن گوشه بودند ، می گویند :

ـ « حضرت آیت الله ! چرا توبه ی مسلمان را به بعد موکول کردید ؟ »

می گوید :

ـ « گفتم بروند که موسم نوروز را خوش بگذرانند . بلکه بعد از عید هم از سرشان افتاد ! »

.

همین « آیت الله میرزا حبیب خراسانی » ، بیشترین مورد استفاده از « شراب » را در شعرش دارد . آن قدر که آخوندهای متعصب دیگر ، به او ایراد می گرفتند و علیه اش ، روی منبر خطبه می گفتند .

یک روز ، میرزا بلند می شود می رود مسجد « گوهر شاد » در مشهد ، بالای منبر و فریاد می زند :

با شیخ بگویید ـ اگر اهــــل کتاب است ! ـ :

آن آیه کدام است ، که تحریم شراب است ؟

حالا شما جرات دارید توی خیابان ، با بطری « دلستر » راه بروید ؟

***

این قوم به فراموشی سپرده شده ، کسانی را هم چون « آیت الله ملا محسن فیض کاشانی » دارند . این مرجع تقلید شیعیان ، در زمان حیات خودش ، از سوی آیات متعصب عظام ، تکفیر شد . چرا ؟ ...

چون موسیقی را علنا ً ، حلال اعلام کرد .

***

دوستان !

در این طایفه ، مردان بزرگی هستند که زنده گی شان را نمی توان به ساده گی تفسیر کرد . مردانی که « انسان » بودن را شناخته بودند و برای « انسان » شدن دیگران تلاش می کردند . دین و ایمان شان ، محل درآمد نبود . اکثرا کار می کردند و شغل و حرفه داشتند . بسیار انسان های وارسته ای بودند و ایمان شان قوی بود و اصطلاحا ً« عالِم ِعلوم ِانسانی » بودند . حالا هر مذهب و آیینی داشتند ، پیشکش خودشان .

من به مذهب هیچ کس اهمیتی نداده ام ! نگاه می کنم هر کسی چه طور زنده گی می کند . فقط همین برای ام مهم بوده و بس . و دلم می سوزد وقتی می بینم روحانی های شیعه ، زمانی این گونه زنده گی کردند و امروز به نام آن ها ، دارند چه فجایعی به بار می آورند !

.

فکر می کنم باید بین این دو دسته ی هم لباس ، تفاوت قائل شویم و همه را به یک چوب ، نرانیم ! آخر ، عمامه را به سَر ِ« هر از گــَردِ راه رسیده ای » ، نمی بستند ...

زمانی عِمامه ، برای سَرها ، سنگین بود . امروز دیگر خیلی ها فقط دور سرشان پارچه می پیچند !

***

کتاب « نشان از بی نشان ها » ، سرگذشت مرحوم « شیخ حسن علی نخودکی » را به همه ی دوستان پیش نهاد می کنم . آن وقت ببینید و قضاوت کنید که « زین حَسَن تا آن حَسَن ، صد گز رَسَن » هست یا نیست ؟

***

 


یکشنبه 1386/01/26

پرچم ایران از آغاز تا امروز

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

پرچم زمان کورورش کبیر(۵۵۹ سال پیش از میلاد) 

Click Here For Get More Mail  Group

درفش کاویانی
Click Here For Get More Mail  Group

پرچم در دوره شاه طهماسب
Click Here For Get More Mail  Group

دوره شاه صفی دوم
Click Here For Get More Mail  Group

دوره نادرشاه
Click Here For Get More Mail  Group

دوره علی قلی شاه عادل
Click Here For Get More Mail  Group

دوره آغا محمدخان قاجار
Click Here For Get More Mail  Group

دوره محمد شاه قاجار
Click Here For Get More Mail  Group

دوره ناصرالدین شاه
Click Here For Get More Mail  Group

دوره رضاخان و پسرش
Click Here For Get More Mail  Group 

دوره فعلی
Click Here For Get More Mail  Group

 

 



جمعه 1386/01/24

شهرسوخته

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

شهرسوخته زابل شهرى پنج هزارساله در دل كویراست كه نهان شدن اسرار نهفته اش مردم دنیا را حیرت زده به سوى خود جلب مى كند.
شهرسوخته با
۱۵۰ هكتار وسعت در ۵۵
كیلومترى زابل درحاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است.
براساس آثار موجود ومكشوفه باستانى ، شهر سوخته از گذشته هاى دور داراى تمدن فرهنگى بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهاى باستانى شامل شوش ، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابرى دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل ، گورستان ، منطقه مسكونى ، بناهاى یادمانى ، صنعتى و بخش مركزى تشكیل شده است.
سراورل اشتین باستان شناس معروف انگلیسى نخستین كسى بود كه محوطه هاى شهرسوخته زابل را از نظر علمى بررسى و به جهانیان معرفى كرد.
شهرسوخته وتمدن هوشمند و خلاق آن با بیش از پنج هزار سال قدمت به عنوان بزرگترین استقرار شهرنشینى درنیمه شرقى فلات ایران نمونه اى منحصر به فرد و حكایت گر واقعى علم ، صنعت و فرهنگ گذشته هاى دور سیستان مى باشد.

تحقیقات بر روى آثار مكشوفه از مناطق مسكونى و گورستان شهر سوخته نشان مى دهد مردم این شهر در چهار دوره استقرارى بین سال هاى ۱۸۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل ازمیلاد سكونت داشته اند.
علت نامگذارى شهرسوخته به این نام سوختن شهر طى دو مرحله در
۲۷۰۰ و ۲۴۰۰ قبل ازمیلاد است.

در گورستان شهرسوخته انواع مختلف گیاهان، مواد غذایى سفال ، ابزار بازى،انواع پارچه رنگى و وسایل آرایشى كشف شده كه این خصوصیات شهرسوخته را نسبت به دیگر محوطه هاى باستانى متمایز مى كند.

با تحقیقات برروى پارچه هاى رنگى كشف شده درشهرسوخته به این نتیجه رسیدند كه بزرگترین مجموعه پارچه و مواد ارگانیكى دنیا در این شهر وجود داشته است.
شهر سوخته ازلحاظ تقسیم بندى در بین دیگر محوطه هاى باستانى دنیا بى نظیر است و تقسیم بندى محلات مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاى یادمانى و محل كارگاهاى صنعتى مسأله اى است كه درهیچ شهر باستانى وجود ندارد.
تحقیقات نشان مى دهد كه نزدیك به
۴۰ هزار قبر با بیش از چهارمیلیارد ماده فرهنگى درگورستان ۲۵
هكتارى این شهر وجود داشته باشد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا ، ابزار كار ، موادغذایى وآرایشى در گور مردگانشان به زندگى پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
كشف مهرهاى استوانه اى ومسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته است. البته بیشتر مهرها درگورهاى زنان شهرسوخته یافت شده است كه نشان مى دهد اقتصاد این شهر درآن زمان در دست این قشر بوده است .

دردنیاى باستان ازمهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع یاد مى شود.
دربرخى موارد ، مهرهایى كشف شده است كه سوراخى به اندازه رد شدن یك تارموى انسان از آن وجود دارد.
كشف خط كش بادقت نیم میلیمتراز جنس چوب آبنوس درفصل هشتم كاوش درشهرسوخته باتوجه به وجود علم در این شهر دور از انتظار نبود.
كشف زیره ، گشنیز، تخته بازى شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا وبه خصوص انیمیشن از دیگر یافته هاى وكاوش درشهرسوخته است .

تخته بازى كشف شده در شهرسوخته نشان داد كه وجود علم وصنعت از این شهر به دیگر مناطق گسترش پیداكرده است.
كشف زیره درفصل قبلى كاوش درشهرسوخته نشان داد كه این دانه گیاهى و خوراكى مربوط به كرمان نیست.

مردم این شهر ساكنانى صلح دوست بودند.و طى فصول كاوش ابزارجنگى كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكنانى جنگجو دانست یافت نشده است.
درمجموع تاكنون هیچ نمونه آثار خشونت در این شهرباستانى كشف نشده است.
با كشف نمونه هاى مختلفى از مهره هاى لاجوردى و طلایى وجود تكنولوژى پیشرفته در تولید جواهرات در این سرزمین باستانى محرز شده است.

ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستى ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد مى كردند.
آنان اشیاى مختلفى را با استفاده از مواد وارداتى از نقاط یاد شده ساخته و به شبه جزیره عمان ، جزایر و سواحل خلیج فارس و شهرهاى میان رودان صادر مى كردند.
كشف شانه معرق كارى شده در شهرسوخته كه قبل از آن تصور مى شد چینى ها براى نخستین بار به هنر معرق كارى همت گماشته اند و آثارى از نخستین جراحى بر روى جمجمه انسان نمونه اى از تمدن كهن و دیرینه سیستان در بین دیگر تمدن هاست.

درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینه ها و ظروف سنگى كه بعضاً شكسته هستند را مى توان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
این ظروف و سفالینه هاى شكسته به همراه انواع پارچه ، حصیر و چوب نشان مى دهد كه این سرزمین روزگارى یكى از نقاط غنى جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.

 


پنجشنبه 1386/01/23

اکوتوریسم

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :گردشگری ،

اکوتوریسم یا بوم‌گردی، گونه‌ای از گردشگری است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکونی و دست نخورده جهان سفر می‌کنند و به تماشای گیاهان و پرندگان و ماهی ها و دیگر جانوران می‌پردازند.

به این‌گونه از گردشگران که به دیدار از زیست‌بوم و طبیعت می‌پردازند، نام اکوتوریست یا بوم٧گرد داده شده است. بسیاری از کشورها بخش هنگفتی از درآمد خود را از بومگردان خارجی تأمین می‌کنند. گروه‌های بزرگ دیگری نیز هستند که سرگرمی‌شان سفر به جاهای دور و جست‌وجو و به کمین نشستن برای دیدن گونه‌ای پرنده کمیاب و گرفتن عکس از آن است. به آن‌ها پرنده نگر می‌گویند. وبسیاری دیگر به اعماق دریاها رفته و به غواصی می‌‌پردازند.

اصلی‌ترین فعالیت توریسم بر پایه طبیعت (nature based tourism) می‌باشد که بنا به تعریف سفری است مسئولانه به مناطقی طبیعی که حافظ محیط زیست بوده و باعث بهبود کیفیت زندگی مردم محلی گردد. اکوتوریسم حداقل آسیب را به طبیعت و فرهنگ منطقه وارد می‌کند.

 


پنجشنبه 1386/01/23

سرود ملی ایران(از آغاز تا اكنون)

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :موسیقی  ،

اولین سرود ملی ایران

 مربوط به دوره قاجار ساخته موسیو لومر فرانسوی (موسیقیدان نظامی اعزامی به ایران در دوره قاجار) است. این سرود برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید و اجرای آن توسط ارکستر ملل اولین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر ارکستر در دوره حاضر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید.

شعر

نام جاوید وطن

صبح امید وطن

جلوه کن در آسمان

همچو مهر جاودان

وطن ای هستی من

شور و سرمستی من

جلوه کن در آسمان

همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم

که هم آواز تو منم

همه جان و تنم

وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم

که نواگر این چمنم

همه جان و تنم

وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه شاد و خوش و نغمه زنان

ز صلابت ایران جوان

ز صلابت ایران جوان

ز صلابت ایران جوان

سرود شاهنشاهی ایران،

نام سرود ملی ایران در دوران زمامداری دودمان پهلوی بوده‌است. این سرود تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم سلطنتی، سرود ملی کشور ایران بوده‌است.

متن سرود

«شاهنشاه ما زنده بادا،

پاید کشور به فرش جاودان،

کز پهلوی شـد ملک ایران،

صد ره بهتر زعهد باستان‏،

از دشمنان بودی پریشان،

در سایه اش آسوده ایران،

ایرانیان پیوسته شادان،

 

پیش از سال 1371 سرودی که شعر آن را ابوالقاسم حالت  ساخته بود به این ترتیب بود:

«شُد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

یاریگر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

از انقلاب ایران دِگر

کاخ ستم گشته زیر و زِبَر

تصویر آینده ما، نقش مراد ماست

شور سلحشوری ما، ایمان و اتحاد ماست

شام سیاه سختی گذشت

خورشید بخت ما تابنده گشت

در صحنه قرآن جاودان

پاینده باد نام ایران»

شعر سرود جمهوری اسلامی ایران با مدت زمان اجرای آن 59 ثانیه است به این قرار است:

«سَر زَد از اُفُق

مِهرِ خاوران

فروغِ دیده‌ حق باوران

بهمن، فَرِ٠ ایمانِ ماست

پیامت ای امام

استقلال، آزادی، نقشِ جانِ ماست

شهیدان، پیچیده در گوش زمان٧ فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران»

 


پنجشنبه 1386/01/23

ایرانیان و نوامیس یونانیان

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :فرهنگی ،

یکی از حقایق دیگری که حتی هرودوت نتوانسته انکار کند احترامی است که ایرانیان به نوامیس یونانیان گذاشتند و این نکته را نباید کوچک دانست . سربازان ایرانی لااقل یک سال و به روایتی بیش از یک سال از زنهای خود دور بودند و اکثر آنها جوان بشمار می آمدند و در دوره ای از عمر بسر می بردند که به اقتضای طبیعت ، مرد بشدت متمایل به زن می شود . زنهای یونان هم بر اثر لااقل سیصد سال ورزش خوش اندام بودند و زیبایی داشتند ، معهذا دیده نشده که یک افسر یا سرباز ایرانی به یک زن یونانی تعرض کند . در تمام تواریخی که یونانیان راجع به جنگهای ایران و یونان نوشته اند ، حتی یکبار دیده نمی شود که نوشته باشند که یک افسر یا سرباز ایرانی به یک زن یونانی تجاوز کرده باشد . در صورتی که در عرف قدیم وقتی یک شب ارتش وارد کشوری می شد همانطور که اموال ملت مغلوب را متعلق به خود می دانست زنهای آن ملت را هم از آن خود می دانست . اما ایرانیان دوره هخامنشی آنقدر مقید به احترام نوامیش بودند  که هرگز به خود اجازه نمی دادند هنگام تهاجم به یک کشور به زنهای ملت مغلوب تجاوز کنند .

آنها مردها را اگر مقاومت می کردند می کشتند  و اسیر می کردند ولی زنها را محترم می شمردند و کتزیاس طبیب و مورخ یونانی که مدتی بعد از ورود خشایارشا به آتن در دربار ایران خدمت می کرد و بیست سال در ایران بسر برد نوشته است که در ایران زنی روسپی وجود ندارد .

دوره توقف کتزیاس در ایران

 دوره ای بود که اخلاق عمومی نسبت به دوره آغاز هخامنشیان سست شد زیرا پادشاهانی که پس از داریوش بزرگ و خشایارشا بر اریکه قدرت نشستند ، خود چنان بی بند و بار بودند که نمی توانستند در مسائلی که مربوط به عفت می شود  سختگیری کنند معهذا حتی در آن زمان در ایران زن روسپی نبوده است .

نکته دیگر که در تمامی تواریخ یونانی دیده می شود عدم خشونت سلاطین هخامنشی نسبت به دشمنانی بود که ابراز اطاعت می کردند . در تمامی مدتی که خشایارشا در یونان بسر می برد هر کس را که ابراز اطاعت کرد مورد عفو قرار داد و هر افسر و سرباز که تسلیم می گردید از هرگونه مزاحمت مصون بود

 


پنجشنبه 1386/01/23

گاهشماری در تاریخ ایران (تقویم در ایران باستان)

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :علمی ،

گاهشماری در تاریخ ایران
دكتر ابوالفضل نبئی
تقویم در ایران باستان

 

مطالعه تاریخ ایران باستان و تحقیقات اخیر در این زمینه نشان می دهد كه انواع تقویم رسمی و محلی از روزگاران پیشین در ایران معمول بود كه از میان آنها تقویمهای: فرس قدیم (هخامنشی) اوستایی قدیم، مجوس و مغان از لحاظ سیاسی ومذهبی و اجتماعی معروفیت داشتند.

 


.1 تقویم هخامنشی:

 

تقویم رایج در اوایل حكومت هخامنشی در ایران، به نام تقویم فرس قدیم یا فرس هخامنشی معروف است. متون كتیبه های باقیمانده از داریوش بزرگ در كوه بیستون و سایر فرمانهای سلاطین هخامنشی ما را از تقویم رسمی این امپراتوری و از چگونگی اصول زمان سنجی در آن روزگاران آگاه می سازد. متون این كتیبه ها و محتوای فرمانها بیانگر این حقیقت اند كه ایرانیان قدیم سال را به دوازده ماه تقسیم می كردند و فصول را می شناختند.

ماههای هخامنشی و معانی برخی از آنها عبارتند از:

ادوكن ئیش (هنگام كندن جوی، برابر با فروردین) ; ثور واهر)بهار پر غرور= اردیبهشت تائی گرچی (سیر چیدن= خرداد); گرم پد (پای گرما= تیر); درن باجی (برابر با امرداد); كاریاشیا (برابر با شهریور); بایگا دئیس (ماه پرستش خدا= مهر); ورگزن (برابر با آبان اثری یادی (ماه پرستش آتش= آذر); آنامك (ماه خدای بی نام= دی) ; سامیا (برابر با بهمن ویخن (برابر با اسفند(.
در اخبار داریم كه داریوش بزرگ دو نفر از منجمان بزرگ و مشهور كلدانی به نام نبوریمنو و كیدینوس را جهت اصلاح این تقویم به ایران دعوت كرد و ایشان با آشنایی به دانش نجوم یك سال شمسی را برابر با 365 روز و 6 ساعت 15 دقیقه و 41 ثانیه قرار دادند و به احتمال زیاد سال و ماه ایرانیان را با اصول سال و ماه بابلی تنظیم كردند. این تقویم كه قدیمی ترین نمونه زمان سنجی در ایران است، تا زمانی كه تقویم اوستایی در ایران رواج یابد، تقویم رسمی كشور بود. خصوصیات آن به شرح زیر است:


.1
آغاز سال:

 در تقویم فرس قدیم آغاز سال با آغاز پاییز مقارن و اولین ماه سال با گیادئیس با برگزاری جشن باگایادی توام بود. همچنین از قرار معلوم جشن مهرگان بعد از برقراری تقویم زرتشتی به جای جشن باگایادی برگزار می شده است.


.2
مبدا و سرآغاز:

 درخصوص اینكه سرآغاز تقویم فرس قدیم از چه زمان و متكی بر چه واقعه ای بود، اطلاع دقیقی در دست نداریم; ولی براساس قرائن می توان گفت: چون آغاز سلطنت هر پادشاهی، مبدا تاریخی آن زمان محسوب می شد و در دولت بابل نیز چنین می كردند، مادها و پارسها كه چیزهای زیادی از بابل و آشور اخذ و اقتباس كرده بودند، به احتمال زیاد این امر را نیز از آنان گرفتند; همچنان كه متون الواح گلی تخت جمشید، این احتمال را مقرون به حقیقت ساخته است.


3
، شمارش ایام:

 در تقویم فرس قدیم ، مانند عصر حاضر، روزهای هر ماه را با شمارش اعداد مشخص می كردند و هر ماه دارای 30 روز بود و نمونه آن را در كتیبه بیستون می خوانیم: ... چهارده روز از ماه ویخن گذشته و یا نه روز از گرم پد گذشته بود.


.4
فصل:

 در تقویم فرس قدیم ، سال به چهار فصل سه ماهه تقسیم می شد و به كار بردن كلماتی چون وهار به جای بهار و وهامین به جای تابستان و پاتیژ به جای پاییز كه در زبان پهلوی معمول بود، مبین این امر است.

 


.2 تقویم دینی مزدیسنا

 

 بعد از داریوش بزرگ تقویم دینی مزدیسنا در ایران زمین رواج یافت و ماههای زرتشتی جانشین ماههای فرس هخامنشی گردید. این تقویم در تاریخ ایران به تقویم دینی مزدیسنا، تقویم زرتشتی و یا تقویم اوستایی و بعدها به تقویم یزدگردی معروف شد كه تقویمی كاملا مذهبی است و براساس خواسته های دینی زرتشتیان و انجام مراسم و فرایض مذهبی بنا شده است. به طوری كه هر یك از روزها و ماههای سال به فرشته و یا فرشتگانی اختصاص دارند و انجام فرایض دینی را در زمانهای خاص توصیه می نمایند. برخی از خصوصیات این تقویم از این قرار است:


شبانه روز و مفاهیم آن در تقویم مزدیسنا


در اوستا شبانه روز به پنج وقت یا گاه تقسیم می شود:

هاونگاه، ربیتونیگاه، ازیرنیگاه، اویسروتریمگاه، و اشهینگاه. واژه هاثر و یا هاسر در فرهنگ اوستا و پهلوی به جای ساعت به كار گرفته شده و یك هاسر برابر است با یك ساعت و 12 دقیقه امروزی .

روزهای سی گانه در این تقویم كه هر یك به نام فرشته ای نام گذاری شده، بدین قرار است:

 .1 هرمزد یا اهرومزد، .2 بهمن یا وهومنه ، .3 اردیبهشت یا آش وهشت ، .4 شهریور یا خشتروئیریه ، .5 سفندار مذ یا سپنت آرمئیتی ، .6 خرداد یا هوروتات ، .7 امرداد یا امرتات ، .8 دی به آذر یا دنوش ، .9 آذر یا آتر، .10 آبان یا ابم ، .11 خورشید یا هورخشئت .12 ماه یا ماونگه ، .13 تیریاتشتری ، .14 گوش یاگئوش ، .15 دی به مهر یادتوش ، .16 مهر یا میثر، .17 سروش یا سرئوس ، .18 رشن یا رشنو. .19 فروردین یا فروشی ها، .20 بهرام یا ورثرغن ، .21 رام یارامن ، .22 باد یا وات ، .23 دی به دین یا دئوش ، .24 دین یا دئنا، .25 ارد (ارت) یا اشی ونگوهی ، .26 ارشتاد (اشتاد) یا ارشتات ، .27 آسمان یا اسمن ، .28 زامیاد یا زم ، .29 ماراسپند (مهر اسپند) یا منثر سپنت ، .30 انیران یا انغررئوجاو.


در خرده اوستا، در گفتاری تحت عنوان سیروزه می خوانیم:

نگهبانی از 30 روزهای ماه به یكی از فرشتگان سپرده شد و به همان فرشته نامزد گردیده است و ایزدان معروف مزدیسنا، همانان كه روزهای ماه را به نامهای آنان خوانده اند و خود ایزدان بزرگ از همكاران مهین فرشتگان كه آنان را امشاسپندان گویند، شمرده شده اند و بقیه، همكاران و مددكاران آنها می باشند.


امشاسپندان
هرمزد
بهمن
اردیبهشت
شهریور
سفندارمذ
خرداد
امرداد



ایزدان همكار
دی به آذر، دی به مهر، دی به دین.
ایزد ماه، ایزدگوش، ایزدرام
ایزد آذر، ایزد سروش، ایزد بهرام
ایزد خور، ایزدمهر، ایزد آسمان، ایزد انیران
ایزد آبان، ایزد دین، ایزد ارت، ایزد ماراسپند
ایزد تشتر (تیر)، ایزد فروردین، ایزد باد
ایزد رشن، ایزد اشتاد، ایزد زامیاد


ماه در تقویم مزدیسنا


ماونگه در اوستا و در تقویم مزدیسنا، هم به مفهوم سیاره ماه (قمر) و هم به معنای شبانه روز از زمان است. در این تقویم هر 30 روز را یك ماه نامیده و هر سال را 12 ماه می گرفتند; بنابراین هم ماه و هم سال در این تقویم اصطلاحی است نه حقیقی. اسامی دوازده ماه این تقویم همان اسامی ایزدان معروف دین مزدیسنا می باشند و در تقویم امروزی ایران نیز با جزئی تغییر محفوظ مانده اند، كه در ذیل به اسامی ماهها و ایزد مربوط به هر یك اشاره می شود:

 فروردین (فروشی ها( اردی بهشت (آش وهشت خرداد (خورداد)، هوروتات; تیر (تشتری امرداد (امرتات;( شهریور (خشتروئیریه مهر(میثر); آبان (آبها، آناهیتا) آذر (آتر، آتش دی (دذو: خالق اوهرمزد); بهمن (وهمن، وهومنه اسفند (سفندارمذ، اسپنت ارمیتی

.
 
اسامی جشنها


.1
جشن فروردگان
.2
جشن اردیبهشتگان
.3
جشن خردادگان
.4
جشن تیرگان
.5
جشن مردادگان
.6
جشن شهریورگان
.7
جشن مهرگان
.8
جشن آبانگان
.9
جشن آذرگان (آذرخش(
) .10
جشن هرمز(
.11
جشن خرم روز (دی دادار جشن(
) .12
جشن بهمنگان (بهمنجه(
) .13
سپندار جشن(


زمان برگزاری


فروردین روز (روز نوزدهم) در فروردین ماه.
اردیبهشت روز (روز سوم( در اردیبهشت ماه.
خرداد روز (روز ششم) در خردادماه.
تیر روز (روز سیزدهم( در تیرماه.
مرداد روز (روز هفتم) در ماه امرداد
شهریور روز (روز چهارم) در شهریورماه.
مهر روز (روز شانزدهم) در مهرماه.
آبان روز (روز دهم) در آبان ماه.
آذر روز (روز نهم) در آذرماه.
اولین روز هر ماه.
دی روز در دیماه.
بهمن روز (روز دوم) در بهمن ماه.
سفندارمذ روز (روز پنجم) در سفندارمذ ماه.

 


.3تقویم اسلامی

 


اساس تقویم اسلامی واهداف دینی آن درسال یازدهم هجری در بازگشت از حجه الوداع درمحل غدیر خم با نزول آیه شریفه ان عده الشهور عندالله اثنا عشر شهرا فی كتاب الله همانا تعداد ماهها در نزد خدا، 12 ماه دركتاب خداست )بقره ، 188 ) معلوم و مشخص گردید; اما تعیین مبدا برای آن، تا بعد از رحلت رسول اكرم (ص) و زمان دومین خلیفه به طول انجامید در فاصله زمانی هجرت تا رحلت پیامبر اكرم( 621 تا 632 م) و سال هفدهم یا هجدهم هجرت، تقویم مسلمانان تنظیم نشده بود و مبدا و اصول رسمی و خاصی نداشت و مسلمانها گذشت زمان را ماه به ماه محاسبه می كردند و دوازده كه تمام می شد، آن را یك سال می نامیدند. درزمان خلافت عمر، در فاصله سالهای 17 و 18 هجرت ، به دلیل نبودن تقویم منظم برای مشخص كردن ماهها، در انجام اعمال مذهبی اختلافاتی ایجاد شد و این امر اشكالاتی پیش می آورد. سایر مسائل از جمله خراجی كه از سرزمینهای فتح شده به دست می آمد نیز تاریخ مشخصی نداشت و معلوم نبود كه این خراج كدام سال است عمر اهمیت موضوع را دریافت وجلسه مشورتی دراین خصوص ترتیب داد تا تقویمی برای


پنجشنبه 1386/01/23

بزرگی ایرانیان

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

توسیدید میگوید در روز سوم بعد از اینکه  خشایارشا وارد آتن شد ، جار زد که هر کس از آتن رفته مراجعت کند و بداند که مال و جانش محفوظ است و چون مردم بی بضاعت و بی دست و پا که در آتن بودند غذا نداشتند و در شهر اذوقه به دست نمی آمد ، خشایارشا گفت که از گندم ارتش ایران به آنها بدهند  که برای خود نان طبخ کنند و در روز پنجم بعد از ورود ایرانیان به آتن دکانهای نانوایی به کار افتاد و شهر آتن وضع جنگی خود را از دست داد .

در روز دهم بعد از ورود ایرانیان به آتن خشایارشا برای دیدن آکروپل رفت و حتی به خدام معبد الهه بزرگ آتن انعام داد . اسناد تاریخی نشان می دهد که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به آتن در محله سرامیکم  چند کارگاه سفال سازی و در محله کولی توس  چند کارگاه  فلز سازی به کار افتاد و باز از اسناد تاریخی فهمیده می شود که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به آتن از داخل خانه های آتن صدای چنگ به گوش می رسید . این اسناد تاریخی گواهی می دهد که آتن به دست خشایارشا ویران نگردید چون اگر ویران می شد ، پادشاه ایران به معبد آکروپل نمی رفت و دکانهای نانوایی و کوزه سازی و فلزسازی در شهر بکارنمی افتاد و زنهای جوان چنگ نمی نواختند و در یک شهر ویران اگر هم دختری وجود داشته باشد حال آن را ندارد که چنگ بنوازد .

این را هم خود یونانیان می نویسند و می گویند قبل از اینکه ایرانیان از آتن مراجعت کنند عده ای از سکنه شهر آتن به خانه های خود در آن شهر برگشتند . ذکر کلمه «  خانه » در تاریخ گواهی می دهد که حداقل تمامی آتن به دست خشایارشا ویران نشده بود وگرنه خانه ای باقی نمانده بود تا اینکه مردم بابضاعت آتن در آن سکونت کنند .


جمعه 1386/01/17

استوانه کوروش، نخستین منشور حقوق بشر

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تاریخ ایران ،

 

 

 

تاریخچه

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲)به هنگام کاوشها در بابِل در میان رودان (بین النهرین)، باستان شناس ایرانی، هرمز رسام یک استوانهٔ سفالین کوچک از گل پخته (۲۳ سانتیمتر)، یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود.

 جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی متر طول و۱۱ سانتی متر عرض دارد و در حدود۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است.

بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌ای استوانه مربوط به سال ۵۳۹ (پ.م) از سوی كوروش بزرگ پس از شکست بخت النصر و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌است و به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده‌است.

 استوانه یافت شده در موزه بریتانیا در شهر لندن نگاهداری می‌شود.

 ازسوی دیگر در سال‌های کنونی آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ است که از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ آن می‌باشد. از این رو این قسمت که در دانشگاه ییل(Yale) آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه لندن گسیل و به استوانه اصلی پیوست گردید.

 کوروش بزرگ بعد از خاتمه زمستان در اولین روز بهار، در بابل تاجگذاری کرد.

شرح کامل تاج گذاری کوروش و حوادث آن دوران، به صورت مفصل توسط «گزنفون» سردار و مرد جنگی و فیلسوف و مورخ یونانی ظبط و بیان شده‌است .

کوروش بعد از تاجگذاری، در معبد مردوک خدای بزرگ بابل، منشور آزادی نوع بشر را قرائت نمود .

متن سخنرانی و کتبیه کوروش تا این اواخر نامعلوم بود. تا اینکه اکتشافات در بین النهرین از ویرانه قدیم شهر «اور» کتبیه‌ای بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد، همان متن منشور آزادی نوع بشر، کوروش میباشد.

 این لوح در حال حاضر یکی از با ارزش ترین اشیای تاریخی است که در موزه بریتانیا از آن نگهداری می‌شود.

فرمان حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش، به عنوان کهن ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ و مایه مباهات و سرافرازی ایرانیان یاد می‌شود. کوروش، موسس پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین انهرین) و آموزش همزیستی عقیدتی به انسان‌ها، مردوخ که کهن ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، در پیشگاهش کرنش کرده بر دستش بوسه زد و او را نیایش کرد و سپاس گفت.

 او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی ساکنین پیشین سرزمینها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند.

 

جایگاه

 

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.

این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده.

اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه‌است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.

با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند.

 این لوح با عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر جهانی شناخته می‌شود لوح کوروش که پس از تسخیر بابل و شکست بخت النصر توسط کوروش به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده بود نخستین بیانیه حقوق بشرجهانی است که کوروش در آن همه طوایفی را که در زمان امپراتوری بابل به اسارت درآمده بودند آزاد و به آنها اجازه نقل مکان و زندگی آزاد در هرکجای امپراتوری خود را داد.

کوروش پادشاه بزرگ ایران قوم یهود را نیز از اسارت امپراتوری بابل آزاد کرد.

 در این کتبیه کوروش خود را معرفی نموده و اسم پدر، جد اول، دوم و سوم خویش را نام می‌برد و اعلام می‌دارد که پادشاه ایران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه (کشورهای اطراف ایران) می‌باشد، آنگاه در مقام بیان حقوق بشر و منشور آزادی خویش اعلام می‌دارد :

 

ترجمه

 

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند.

 

در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند.

 تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

 

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. متن این منشور چنین است :

 

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.

در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.

 نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

 برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ...

 من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

 فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.

 خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...

 او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.

 ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

 من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

 فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند.

 همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...

 من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم.

 همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.

 تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.

 اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.

هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود.

من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.

 شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

 

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .

 

 

 


چهارشنبه 1386/01/15

مجازات شدید برترین مانكن جهان!!!

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :عمومی ،


وقتی قاضی بخواهد کسی را له  و ضایع کند

مجازات شدید برترین مانكن جهان!!!


چهارشنبه 1386/01/15

تصاویر دیدنی از زندان پنج ستازه در اتریش!

   نوشته شده توسط: حسین محمدی    نوع مطلب :تصاویر دیدنی  ،


همه چیز اینها مهیاست! اینترنت و باشگاه ورزشی و تلویزیون اختصاصی و سوئیت و ....
برای دیدن تصاویر روی لینک زیر کلیک کنید


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3