تبلیغات
ایرانگردی و جهانگردی
آرشیو موضوعی
نظرسنجی
دوست دارید از چه مطلبی بیشتر باشه ؟






صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

خبرنامه
لینكستان
سایتهای مربوط به گردشگری
گوناگون
علمی,آموزشی,دانشگاهی
خبرگزاریها
روزنامه ها و مجلات
فرهنگی و هنری
وبلاگها و سایتهای یزدی
ایرانگردی و ایران شناسی
  آداب انعام دادن در سرزمین‌های مختلف


مدت زیادی از عمر دادن انعام در سالن‌های غذاخوری در دنیا نمی‌گذرد. عقیده و رسم دادن انعام نخست به انگلستان و آمریکا وارد شد و ریشه و اصل آن را نوعی قدردانی ارادی و ابراز تمایل می‌دانستند که در شرایط دریافت خدمات خاص و غیرقابل انتظار پرداخت می‌شد اما با گذشت زمانی نه‌چندان زیاد، انعام به تنها منبع درآمد بسیاری از کارگران تبدیل شد.

به گزارش روزنامه وطن امروز، فرانسوی‌ها نخستین افرادی بودند که دادن انعام را اجباری کردند. در سال ۱۹۵۵ بر اساس یک قانون جدید قرار بر آن شد که هر رستوران و سالن غذاخوری حق سرویسی به مبلغ صورتحساب بیفزاید و این موضوع یک قرار کلی در نظر گرفته شد که شامل تمام رستوران‌ها با هر درجه و سطحی می‌شد.

مردم از این قانون به خوبی استقبال کردند چرا که بر اساس آن مشخص می‌شد دادن چه میزان پول ضروری است و همه با نظم واحدی این عمل را انجام می‌دادند، اما این رضایت و آرامش چندان طول نکشید و کم‌کم در شرایط خاص، خدمه انتظار دریافت مبلغ اضافی به عنوان انعام را هم داشتند و مشکل دوتا شد!

دادن انعام از کشوری به کشور دیگر فرق دارد، اما به طور کلی در تمام کشورهای غربی رسمی عادی و معمول است و زمانی اقدام به این کار می‌شود که کارگری با حقوق و دستمزد پایین کار یا خدمتی را برای مشتری و ارباب‌رجوع انجام ‌دهد.

نمونه عینی و واضح آن پیشخدمت‌های رستوران‌ها هستند که مشتری در آنجا برای غذا پولی را پرداخت می‌کند اما برای خدمات اضافی انعام می‌دهد یا باربران هتل‌ها که برای حمل بار مسافران مبلغی را دریافت می‌کنند.

مصر: در این کشور قانون یا اصول خاصی برای دریافت انعام وجود دارد اما اغلب در دستشویی‌های شبانه‌روزی کارکنانی وجود دارند که انتظار می‌رود به آنها مبلغی پرداخت شود.

آفریقای جنوبی: درآنجا معمولا درباره کارکنان جایگاه‌های بنزین رسم دادن انعام اجرا و درباره نظافتچی‌ها و خدمه دستشویی‌های عمومی نیز در صورت تمیزی و مرتب بودن آن و رضایت مشتری رقمی به آنها پرداخت می‌شود.

اتیوپی: در آنجا رسم دادن انعام به خدمه هتل و رستوران عادی است و معمولا افرادی هم وجود دارند که در پارکینگ‌ها مراقب ماشین‌ها هستند و به آنها مبلغ اندکی پول داده می‌شود.

اما بد نیست سری هم به کشورهای آسیایی، اقیانوسیه و اروپایی بزنیم.

هند: انعام دادن کاری عادی و متداول به حساب نمی‌آید و تنها می‌توان در رستوران‌های بسیار شیک و مجلل شاهد آن بود. از میان تمام کارگران مشغول به کارهای سخت و پایین فقط و گهگاه کالسکه‌ران‌ها تقاضای گرفتن انعام دارند.

ژاپن: ژاپنی‌ها هم آداب و عقاید خاص خود را دارند و انعام گرفتن را اصلا مناسب نمی‌دانند و به عبارتی آن را بی‌ادبی و کاری گستاخانه به حساب می‌آورند و گرفتن خدمات اضافی را به طور کلی حق مشتری می‌دانند.

استرالیا: در این کشور کارکنان حقوق و دستمزد کافی دریافت می‌کنند و انتظار این نیست که کمبود درآمد خود را از این راه تامین کنند، به قول معروف از انعام، پول چای، شیرینی بچه‌ها و... خبری نیست. گرچه این روزها با رفت و آمد زیاد خارجی‌ها بویژه آمریکایی‌ها به این کشور در شهرهای بزرگی چون سیدنی و ملبورن شاهد آن هستیم.

نیوزیلند: در فرهنگ مردم این کشور رسم دادن انعام وجود ندارد و اغلب با ترشرویی و اخم با این موضوع برخورد می‌شود و اصولا آن را کار و عادتی مربوط به آمریکایی‌ها می‌دانند و به همین جهت با آن مخالفت می‌کنند.

اتریش: در این کشور گرچه خدمه و کارکنان رستوران‌ها، هتل‌ها و... حقوق مناسب دریافت می‌کنند و در صورتحساب‌ها هم حق سرویس منظور می‌شود اما ندادن انعام به طور کلی غیرمؤدبانه است و ندادن آن فقط در صورت نارضایتی از سرویس‌ دریافتی اتفاق می‌افتد.

در رستوران‌ها هم دادن انعام کاری عادی و معمولی است و فقط در مراکزی انجام می‌شود که پیشخدمت‌ها غذا را بر سر میز بیاورند. در زبان آلمانی کلمه‌ای معادل انعام وجود دارد که از نظر لغوی به معنای پولی اندک برای نوشیدنی است که فرانسوی‌ها هم کلمه‌ای مشابه آن را دارند.

مجارستان: در این کشور برای دریافت بسیاری از خدمات انعام می‌دهند.
دانمارک، سوئد و نروژ: در این کشورهای اسکاندیناوی معمولا حق سرویس به صورتحساب اضافه می‌شود اما معمولا مبلغی اندک هم انعام داده می‌شود تا نشان دهند خدمات دریافتی مناسب و قابل تایید بوده است.

فرانسه: در فرانسه حق سرویس معمولا به صورتحساب اضافه می‌شود و اغلب انتظار دریافت آن نیست گرچه اغلب مردم به دلخواه یک یا ۲ یورو را بعد از صرف غذا روی میز خود می‌گذارند.

ایسلند: انعام دادن و گرفتن، ناآشناست و چیزی به این عنوان وجود ندارد.
ایتالیا: در ایتالیا انعام دادن رسم است اماضروری نیست.

روسیه: در این کشور نیز دادن انعام ضروری نیست اما به آن توصیه می‌شود. معمولا 5 تا10 درصد صورتحساب رستوران را انعام می‌دهند.

به رانندگان تاکسی هم ۵۰ تا ۱۰۰ روبل انعام داده و در شرایط دریافت دیگر خدمات هم معمولا تا ۱۰ درصد انعام در نظر گرفته می‌شود که البته ندادن آن غیرمؤدبانه نیست.

انگلستان: درآنجا کاملا اختیاری است. در رستوران‌ها، سالن‌های آرایش و... معمولا برای دریافت خدمات مناسب انعامی داده می‌شود اما اگر شخصی در انتظار دریافت آن باشد و تقاضا کند به او پولی داده شده یا رقم انعام را کم بداند، مشتری عصبانی شده و شکایت می‌کند.

در کانادا و آمریکا این رسم بسیار شبیه هم است اما این رقم درباره آمریکا بیش از کاناداست و جالب اینکه در کانادا بابت رقم انعام‌های دریافتی هم شخص باید مالیات بدهد!



:: نوع مطلب : جهانگردی , آداب و رسوم , گردشگری ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در دوشنبه 22 تیر 1388 و ساعت 12:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

  تصاویر محل زندگی رهبران کشورهای مختلف
شهر واتیکان ، جلوه ای از هنر و معماری. محل زندگی پاپ
 

قصر شاه زاده ی موناکو
 

قصر وادوز، محل سکونت شاهزاده لینکنشتاین. این بنا در رشته کوهای آلپ واقع شده است
 

کاخ آلوراده، نمادی ار هنر مدرن، محل سکونت رئیس جمهور برزیل
 

کاخ الیزه، محل سکونت رئیس جمهور فرانسه
 

کاخ سفید محل سکونت رئیس جمهور آمریکا
 

کاخ کرملین با سقف سبزرنگ ، محل زندگی رئیس جمهور روسیه
 

محل سکونت رئیس جمهور ایسلند
 

محل سکونت نخست وزیر ژاپن. بنایی مدرن، ضد زلزله با سقف شیشه ای
 

:: نوع مطلب : جهانگردی , تصاویر دیدنی , گردشگری ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در یکشنبه 21 تیر 1388 و ساعت 11:52 ب.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 22 تیر 1388 و ساعت 12:02 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

  جشن مهرگان

جشن مهرگانجشن مهرگان

مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهمیت جشنها دارا میباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جدید میباشد - مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . این جشن روز مهر از فصل مهر می باشد ( 10 مهر ) . فلسفه این جشن مهم ایرانی به دوران ضحاک تازی باز میگردد . ضحاک و اقوام او مدتهای مدیدی بر ایران حکومت میکردند و عده کثیری از جوانان ایران زمین را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنایات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از میان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگری خود که بعدها درفش کاویانی نام گرفت رهبری براندازی ضحاک تازی را بر عهده میگیرد و او را با یاری مردم در کوه دماوند زندانی میکنند و به ظلم او پایان میدهند . به گفته های زیادی در تاریخ پرچم ایران نیز پس از کاوه آهنگر پدید آمد و درفش کاویانی به پرچم ملی ایرانیان مبدل گردید . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فریدون را بر تخت شاهی ایران نشانند و ایرانیان زندگی را با آرامش سپری نمودند . گفته شده است که تاجگذاری اردشیر بابکان موئسس شاهنشاهی ساسانیان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زیرا هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان این جشن را از بزرگترین جشنهای ملی میدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگی مهرگان نامیدند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه درباره جشن مهرگان می نویسد : در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون را بر تخت شاهی قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههای دماوند زندانی نمودند و مردمام ایران را از گزند او آزاد ساختند . بنی امیه با تعصب ضد ایرانی خود که از افراطیون اسلامی بود زرتشتیان ایران را در روز مهرگان وادار میساخت تا هدایایی بسیاری به او تقدیم کنند . جرجی زیدان در کتاب تمدن اسلامی مقدار این باجها و هدایا را پنج تا ده میلیون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا ای نگار مهر چهر مهربان مهربای کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پیمان و دوستی معنی می‌دهد . در ایران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز دارای اهمیت ویژه‌ای بود . دلیل آن این است كه هر دو آغاز فصل‌های سال را نوید می‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه می‌آوردند زیرا در آن زمان سال به دو فصل تقسیم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع می‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع می‌شد تا شش روز پس از آن ادامه می‌یافت و جشن شادی بر پا می‌شد . انگیزه‌ای كه به پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران نسبت می‌دهند پیروزی ایرانیان بر ضحاك ستمگر ، به رهبری كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند . این جشن در روز 10 مهر ، روزی كه نام روز و ماه یكی بود جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی ) ، تاریخی و دینی داشت . از نظر نجومی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شد . ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزی است . از نظر تاریخی ، در این روز نیروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژی دهاك ( ضحاك) پیروز شد و فریدون به شاهی رسید . مبارزه راستی و دروغ ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه‌ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر نا حق را نشان می‌دهد . ولی ، در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه را دارد . از نظر دینی ، در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شكنان است . هم اكنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نیایشگاه می‌روند . با تهیه خوراك‌های سنتی از یكدیگر پذیرایی می‌كنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند .

:: نوع مطلب : آداب و رسوم ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 11:09 ق.ظ

:: ویرایش شده در جمعه 15 شهریور 1387 و ساعت 10:09 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

  حسن صباح
  

 

بیوگرافی و زندگینامه

مورخان هفتم ژوئیه (16 تیرماه) در سال 1071 میلادی (450 خورشیدی) را روزی می دانند كه حسن صباح كار دیوانی [امور اداری] در دستگاه حكومت سلجوقیان را رها كرد تا راه مبارزه در پیش گیرد. این اقدام یك سال پیش از كشته شدن آلب ارسلان، شاه سلجوقی، و به حكومت رسیدن پسرش ملكشاه و جنگ ملكشاه با عموی خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن از دربار سلجوقی به «ری» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آینده نشست. حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال 1134 میلادی درگذشت مردی تحصیلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگی كار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطمیه در مصر حكومت داشتند. شیعه هفت امامی كه در آنجا رواج داشت در همان ایام به فرقه های مختلف از جمله «دروزی» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسمعیلیه (به نوشته مورخان اروپایی Ismailism) را در پیش گرفت و به ایران بازگشت تا در اینجا، مردم را به گرایش به آن دعوت كند. وی پس از بازگشت به میهن, از اصفهان آغاز كرد سپس به یزد , كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران )و از آنجا به ری و قزوین رفت. این سفرهای داخلی به او آموخت كه باید روش كاملا تازه ای در پیش گیرد. [درست مشابه آن چه كه در جهان امروز - دهه آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 - جریان دارد] و چون در برابر خود امپراتوری توانمند سلجوقیان را می دید تصمیم گرفت كه خوی از جان گذشتگی در پیروان خود كه آنها را «فدایی» می خواند ایجاد و از زهر و خنجر به عنوان دو اسلحه بر ضد مخالفانش استفاده كند و به جای تصرف شهرها، بر دژهای كوهستانی مسلط شود. با این برنامه، قلعه (دژ) الموت را در قزوین تصاحب كرد. برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهای اطراف این قلاع بود و به زودی بر 74 قلعه در سراسر ایران و شمال عراق مستولی شد .پیروانش او را «سیدنا» می خواندند. درباره كارهای او، نوشته های عطاملك جوینی ، رشیدالدین فضل اله، ابن اثیر، دكتر ایوانف و دكتر برنارد لویس Lewis دقیقتر هستند. دولت سلجوقیان از سركوب پیروان حسن صباح [صباح نام خانوادگی «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود] عاجز مانده بود. حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهدید می کرد , یكی از فدائیان را مامور می كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در كنار سر او بر زمین فرو كند و نامه ای که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سنجر به حسن صباح پیغام فرستاده بود كه دارای قلمروی پهناور و دو كرور (یك میلیون) مرد جنگی است و حسن به او پاسخ داده بود كه وی , تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهای تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و .... از نوشته های مورخان چنین بر می آید كه حسن صباح علاوه بر بنیاد گذاری اسمعیلیه ایران و هند (پاكستان) از نظر فلسفی مردی بود كه اعتقاد به زندگانی ساده داشت. به عقیده او، معاش هر كس باید از طریق كار مفید تامین شود و «فدائیان» عمدتا كشاورز بودند. وی معتقد به آزادی اجتماعی , تعاون و نیز گذشت بود. پس از هر پیروزی، از شكست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی كرد. به نوشته برخی مورخان متاخر، دشمنی او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسمعیلیه نبود، بلكه برای این هم بود كه خواجه خدمت اجنبی (تركمانان سلجوقی) را می كرد و به زبان عربی بیش از فارسی توجه داشت. در اروپا درباره حسن صباح به جای تاریخ نویسی داستان نویسی كرده اند از جمله این كه به فدائیان پیش از فرستادن به ماموریت ترور، حشیش می داد و برخی ریشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشین (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو می دانند. حال آن كه معدودی از زبانشناسان ریشه آن را در كلمه عسس (پاسبان - نگهبان - داروغه) و چند تن دیگر باز هم آن را به نام حسن صباح بسته اند كه به پیروان او در اروپا حسنین (Hassaneen) می گفتند. پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشین او «كیا بزرگ رودباری»، گروههای مشابهی در سوریه پدید آمدند و «پیرمرد كوهستان» كه درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند كسی جز «رشیدالدین سنان» نیست و ربطی به حسن صباح ندارد. قلاع اسمعیلیه در سالهای میان 1256 تا 1260 میلادی به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولی روش كار او در مبارزه ( به تعبیر تازه , نوعی تروریسم ) و فرقه اسمعیلیه باقی مانده اند. از همان زمان هر گروه و فرقه كوچك در مقابله با معارض نیرمند تر , در كنار تبلیغات خود از روش حسن صباح هم استفاده كرده است كه به زعم این گروهها روشی است در برابر دشمن یا مخالف بزرگتر و این فرقه ها همانند حسن صباح در كنار تبلیغات خود داعیه استقلال هم داشته اند.

:: نوع مطلب : تاریخ ایران ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در دوشنبه 28 مرداد 1387 و ساعت 12:08 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 28 مرداد 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

  انواع اتاق های موجود در هتلها

اتاق یك نفره : اتاق یك نفره كه سینگل نامیده می شود . دارای یك تخت می باشد و اختصاراً با علامت SGL نشان داده می شود .

 اتاق دو نفره :  اتاق دو نفره كه دبل یا توئین نامیده می شود . دبل یعنی اتاقی كه یك تخت دو نفره به هم چسبیده دارد و توئین اتاقی است كه دو تخت مجزا دارد و اختصاراً با علامت DBL نشان داده می شود .

 اتاق سه نفره :اتاق سه نفره كه تریپل نامیده می شود . دارای 3 تخت تك نفره و یا یک تخت تک نفره و یک تخت دونفره به هم چسبیده می باشد و اختصاراً با علامت TPL نشان داده می شود .

 سوئیت  Suite: به اتاقی گفته می شود كه قسمت جلوی آن مختص پذیرایی و پشت آن اتاق خواب قرار گرفته است ، در بعضی از هتل ها قسمت پذیرایی در پایین و چند پله بالاتر اتاق خواب و حمام قرار دارد ( دوبلكس ) البته می توان در سوئیت یك آشپزخانه كوچك نیز دایر نمود .

  آپارتمان  Apartment  :عبارت است ازیك هال و پذیرایی با یک ، دو و یا سه اتاق خواب كه هر كدام دارای دو تخت است . در صورتی كه دواتاقه باشد، معمولاً یك اتاق ( دبل ) یك تخت دو نفره و اتاق دیگر توئین، دو تخت یك نفره خواهد داشت .هر آپارتمان یك حمام مشترك دارد و یك آشپزخانه كوچك.معمولاً در قسمت پذیرایی به تعدادكافی صندلی یا مبل راحتی وجود دارد.

  استودیو Studio : به اتاقهایی گفته می شود كه در بدو ورود به شكل اتاق پذیرایی دیده می شود ولی در صورتی كه مبلها یا كاناپه ها را به صورت تختخواب در آورند حكم اتاق خواب را خواهد یافت، از این رو روزها اتاق پذیرایی و شبها اتاق خواب است .البته كاناپه ها طوری ساخته شده اند كه می توان بالش و پتو و ملحفه را  داخل آن جای داد. اتاق استودیو حمام نیز دارد، استودیو می تواند آشپزخانه كوچكی نیز داشته باشد .

  كانكتد روم  Connected Room  : دو اتاق تودرتو را می گویند، هر دو اتاق به راهرو اصلی هتل راه دارد و هر كدام به تنهایی یك اتاق كامل است و حمام جداگانه ای هم دارد، این دو اتاق به وسیله یك در از وسط به هم متصل است. چنانچه یك خانواده چهار نفره ، چنین اتاقی را درخواست نماید ، بچه ها در یك اتاق و پدر و مادر در اتاق دیگر اقامت خواهند نمود ، بدون این كه درب راهرو اصلی را باز كنند، دو اتاق از درب وسط می توانند با هم در ارتباط باشند.

  كابانا  Cabana :اتاقی است هم كف، كه پنجره آن به محوطه ای باز می شود كه متصل به استخر شناست. ساكن چنین اتاقی می تواند برای تعویض لباس از اتاق مخصوص خود استفاده نماید .

  فیستا سوئیت  Fiesta Suite  : این نوع سوئیت ها معمولاً در هتل هائی قرار دارند که دارای سالن عروسی است و پس از پایان مجلس عروسی ، برای استراحت و خواب در اختیار عروس و داماد قرار می گیرد . معمولاً مخارج این سوئیت قبلاً جزو هزینه های مجلس عروسی منظور گردیده و حساب جداگانه ای ندارد .

اتاقهای دیگری هم در هتلها و متلها وجود دارند كه بنا به علاقه وتمایل مسافران دراختیار آنان گذاشته می شود

:: نوع مطلب : گردشگری ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در پنجشنبه 10 مرداد 1387 و ساعت 12:07 ق.ظ

:: ویرایش شده در پنجشنبه 10 مرداد 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

  ابوریحان بیرونی

 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی، دانشمند بزرگ و ریاضی دان، ستاره‌شناس و تاریخ نگار سده چهارم و پنجم هجری ایران است و بعضی از پژوهندگان او را از بزرگ‌ترین فیلسوفان مشرق‌زمین می‌دانند.

او در ۳۶۲ هچری قمری در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمده بود و زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود بعدا به «بیرونی» تجدید نام داده شده است. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بوده است و برخی درگذشت او را در ۴۴۰ هجری قمری می‌دانند.

 تألیفات بیرونی به زبان عربی، یعنی زبان علمی و همه‌کس‌فهم عالم اسلام و ایران بوده است، مگر ترجمهٔ «التفهیم» که خود , آن را از عربی به فارسی برگردانیده است (یا احتمالاً برعکس).

بیرونی دقت و اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی بود، لیکن او در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی آن روش که به وسیله کندی و فارابی و نظایر آنان تحکیم و تدوین شده بود نبود بلکه به عقاید ویژه و روش جداگانه و ایرادات خود بر ارسطو ممتاز است، وی همچنین از آثار فلسفی هندوان کتبی چون «شامل» را به عربی ترجمه نمود.

دانشنامه علوم چاپ مسکو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده اند.

 بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.

در زمان بیرونی، سامانیان بر شمال شرقی ایران شامل خراسان بزرگ‌تر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت می‌کردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیکران در این راه اهتمام داشتند.

 بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود مدتی نیز در گرگان تحت حمایت مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به تحقیق پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش‌های علمی خود ادامه داد.

 با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسائل کافی برای تحقیق در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه‌ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید. بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم تسلط داشت کتب و رسالات متعدد که شمار انها را زائد بر 146 گزارش کرده‌اند نوشت که جمع سطور انها بالغ بر 13هزار است.

مهم‌ترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن.

بیرونی کتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.

بیرونی معاصر بوعلی سینا بود که در اصفهان می‌نشست و باهم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند. بیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز قسمتی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند تحقیق کند که محصول این تحقیق، کتاب «هندشناسی» اوست.

 دیگر آثار وی می توان به كتاب الصیدنه فی الطب اشاره كرد كه كتابی است در باره گیاهان دارویی و توسط استاد عباس زریاب خویی تصحیح گردیده است.

 

 

:: نوع مطلب : تاریخ ایران ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در پنجشنبه 10 مرداد 1387 و ساعت 12:07 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

  درفش کاویانی برترین پرچم جهان

 

برتریهای درفش کاویان:

 

این پرچم از دل توده های مردم بیرون آمده و از یک پیش بند چرمی آهنگری دلاورکه برای در هم کوبیدن بیدادگران به پا خواست فراهم آمده

این پرچم مردمی است وبه دست مردم ساده کوچه وخیابان درست شده ونه به دست حاکمان

این پرچم کهن ترین پرچم جهان میباشد

 

درفش کاویانی چگونه بر پا شد؟

 

فردوسی توسی میگوید:

پس از آنکه کاوه آهنگر در درگاه ضحاک ماردوش بر بزرگان بیخرد پیرامون ضحاک میتازد ونامه ای که آنها برای این خوانخوار دستینه(امضا) کرده واو را مردی نیکوکار ونیک سرشت ومردمدار شناسانده بودند از هم میدرد همراه فرزندش از بارگاه ضحاک بیرون میرود وبه میان توده های به خشم آمده مردم میدود وبا پاره کردن پیش بند چرمین خود و بر نیزه کردن آن پیکاری سهمگین ودشمن کوب را پی میریزد.

کاوه به سوی فریدون میشتابد وبه یاری مردم او را پادشاه ایران زمین میخوانند.

از این رو فریدون با رایزنی مردم درفش کاویانی را که به جنبش درآورنده مردم پرخروش بود را غوطه ور زر وسیم وگوهر تابناک میکند

از آن پس هر پادشاهی که به تخت مینشیند وتاج شاهی بر سر مینهد بر آن سوگند یاد میکند وبر آن گوهری میافشاند

 

تاریخ نویسان درباره درفش کاویانی چه مینویسند؟

 

 

تاریخ تبری آن را از پوست شیر دانسته وآراسته به زیب وزیور

مسعودی در مروج الذهب آن را از پوست پلنگ دانسته که بر چوبهای بلند می آویختند

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه مینویسد که کاوه به پیکار ضحاک به پا خواست وپوستی را که گروهی آن را از خرس وگروهی ودسته ای از پوست شیر میدانند بر نیزه کرد.آنگاه آنرا درفش کابیان خواندند که پس از آن پی در پی به زر وزیور وگوهرهای ناب فراوان آراسته وپیراسته شد

استاد اسکارمن میگوید از سنجش تخته سنگ کنده کاری شده پمپیی-سکه های دودمان فرته کاره و شاهنامه فردوسی چنین بر می آید درفش کاویانی تکه چرمی چهار گوش بر بالای نیزه ای آویخته ونوک نیزه که از پشت آن به سوی بالا نمودار بوده است. روی این چرم آراسته به پرنیان و ابریشم وگوهرهای ناب ستاره ای میدرخشیده.این درفش چها پره داشته که در هسته آن دایره کوچکی دیده میشود ودر بالای آن نیز همین دایره به چشم میخورد.رشته های آویزان شده به بخش زیرین چرم چهار گوش به سه رنگ سرخ وزرد وبنفش آراسته بودند

از آن پس این درفش در نبردهای ارتش ایران نیرو دهنده به سربازان ودلاوران ما بود.سرنوشت ایرانیان در هرجنگی وابسته به درفش کاویانی بوده.به گونه ای که اگر از دست می افتاده یا سرنگون میشد شکست بی چون وچرا بود.

از این رو همیشه سرداران سپاه وبه ویژه نخست فرمانده که سپهسالار نام داشت آن را بر دوش میگرفت وپیشاپیش ارتش پیش میرفت.

 

بلعمی) ترجمه تاریخ تبری-رویه 29 و30)مینویسد:

فریدون هر جا میرفت وجنگ میکرد این علم را پیش روی خود میداشت وپیروز میشد.

در جنگها همیشه دشمنان کوشش میکردند تادرفش کاویانی را به چنگ آورند ویا سرنگون کنند تا بتوانند ایرانیان را شکست دهند.

در جنگها برگزیده ترین ودلیر ترین سربازان همچون نگینی دور وبر وپیرامون سپهسالارارتش را برای نگهبانی از درفش کاویانی چنبر میزدند واز آن پاسداری میکردند

 

 

سرنگونی درفش کاویانی به دست تازیان:

 

درفش کاویان که نماد فر وشکوه وسربلندی وبزرگی ایران بود بدبختانه درهزار چهارصد سال پیش در تازش تازیان(اعراب ( به ایران از دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ایران به زمین افتاد ودیگر برافراشته نشد

درباره سرنگونی درفش کاویانی بلعمی(ترجمه تاریخ تبری رویه 30) مینویسد:چون مسلمانان خزینه ملوک عجم غارت کردند آن درفش پیش عمربن خطاب بماند.پس بفرمود آن گوهرها بگشادند وآن پوست بسوختند

تبری در تاریخ تبری رویه 1600 تا 1603 پوشینه چهارم مینویسد که در جنگ قادسیه عمربن خطاب درفش کاویانی رااز ایرانیان به پرده (تاراج) گرفت ودیگر تازیان آنرا به سی هزار درهم خریدند تا پاره پاره کنندوبه فروش برسانند

 

:: نوع مطلب : تاریخ ایران ,

:: نوشته شده توسط : حسین محمدی در دوشنبه 6 خرداد 1387 و ساعت 12:05 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 6 خرداد 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین